تبليغاتX

خودم و خودت
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه ××دوباره این دل دیونه واست دلتنگه
 شش مرحله زیر شما را آماده یادگیری می کند:

 

 

 

Follow  Training    (1)

 

 

 

 

 

اولین مهارت ارتباطی موثر ، توانایی شناخت و تمرکز بر روی خویشتن است .وقتی خودتان را کانون توجه قرار دهید که چه کسی هستید، توانایی انجام چه کاری را دارید وچه باید بکنید.لازم نیست به خودتان یا دیگران اجحاف کنید. با استفاده از این روش، نیرویی به دست می آ ورید که می توانید مستقیم به چشمان کسی نگاه کنید وبگویید منظورتان چیست و چه می خواهید بگویید.

 

1-    مسئولیت پذیر باشید.

 

در این روش یاد می گیرید نه تنها مظلوم نباشید، بلکه ارتباط موثری را با دیگران آغاز کنید.ما اغلب سعی می کنیم به هر قیمتی شده از زیر بار مسئولیت  شانه خالی کنیم اما باید ترفندهایی راکه به این منظور به کار می بریم بشناسیم.

مثلا سعی می کنیم اعمال خودمان را انکار کنیم. روزی یکی از دوستانم که لیدر بزرگی است برایم تعریف کرد که چطور یکی از زیر مجموعه اش بعد از ازدست دادن ورودی جدید خود در جلسه توضیح ادعا می کرد: اون خودش لیاقت کار را نداشت ، باور کنید راست می گم .او ده ها بار این جمله را تکرار کرده بود . قبول مسئولیت اعمال و رفتار و تصمیماتی که اتخاذ می کنیم از جمله دشوارترین درسهای زندگی است. سرزنش کردن دیگران به خاطر افکار ، باورها وعملکردهای ما کار آسانی است.

 

 

2-    احساس خود را انتخاب کنید.

 

آیا ما خود رادر قبال احساساتمان مسئول می دانیم ؟ وقتی عاشق می شویم ، از داشتن آن همه افکار لطیف و رویایی غرق لذت می شویم. اما وقتی افکار ناخوشایندی داریم به آنها بی اعتنایی می کنیم وخود را مسئول احساسی که اینگونه افکار در ذهنمان ایجاد می کنند نمی دانیم.چقدر راحت.

 

 

3-    دیدگاه خود را گسترش دهید.

 

چشمهایتان راباز کنید و سعی کنید تا جایی که می توانید تاثیرات وسیع دنیا را به سمت خود جذب کنید. آنگاه از قدرت و پیچیدگی آن لذت ببرید.

 

 

 

4-    منٍ درونتان را با منافع خود همسو کنید.

 

کسی را می شناسم که لیدر بزرگی است . بیشتر مجموعه اش اورا فردی خود بزرگ بین و قدرت طلب می پندارند. اما حقیقت این است که او ویژگیهای زیادی دارد که باید به خاطر آنها به خود ببالد.اودر خانواده ای نسبتا محروم بزرگ شده است وپس از ماهها تلاش در کوئست ، اکنون در راس مجموعه چند ده نفری خود قرار دارد و تلاشهای مستمر او بارها و بارها باعث رشد وتوسعه هر چه بیشتر حتی دستهای دیگر نیز شده است ؛ پس شایستگی تحسین را دارد. او این حق را به دست آورده که خویشتن مغروری داشته باشد.

اما همین خویشتن مغرور به او اجازه نمی دهد که به راحتی آنچه را که برای دیگران واضح و عیان است ببیند.این مرد واقعا با این معضل دست به گریبان است. من خودم بارها دیده ام که صحبت کسی را قطع کرده فقط به خاطر اینکه با فرد مهمتری مواجه شده است. زبان رفتاری او توام با نوعی غرور وخودبزرگ بینی است به گونه ای که

رفتاراورا آزاردهنده و حتی اهانت آمیز جلوه می دهد.همین امر موجب شده که به تدریج زمزمه هایی علیه او شنیده شود. صحبتهای بسیاری در مورد تکبر و نقطه ضعفهای او وجود دارد. این باعث شده کسی ادعاهائی راکه او از دستاوردهایش عنوان می کند باور نکند.

او قربانی خویشتن خود است .خویشتنی که نیروی لازم رابرای رسیدن به این نقطه به او داده و حالا باید فروتنی و تواضع را بیاموزد، همان ویژگی شخصیتی که مختص تمام انسانهای بزرگ است.

 

 

5-    تمرکز کنید.

 

وقتی اتومبیلمان درست درهمان موقعی که به آن احتیاج داریم ازکار می افتد به راحتی می توانیم به آن لگد بزنیم یا چون نمی خواهیم زحمت استفاده از آچار پیچ گوشتی را به خود بدهیم یک پیچ سالم را خراب می کنیم. ولی با صرف وقت برای تعمیر اتومبیل ، تمرکز لازم روی کاری که انجام  میدهیم و فکر نکردن به خیلی چیزهای بی ربط دیگر.

همه اینها کارهای ساده ای هستند ، اموری واضح وبدیهی که می توانن مانع از نارضایتی و شکست ما شوند.

 

 

6-    خودتان را خیلی جدی نگیرید.

 

دریک مقیاس  بزرگ، خیلی از شکستهای فردی ما خیلی مهم نیستندو می توان شرط بست که بیشتر این خود شما هستید که مسئول شکستهایتان هستید نه کسانی که در پیرامونتان هستند. پس سعی کنید شما هم با دیگران بخندید وبه خودتان بخندید.

خیلی چیزها وجود دارد که باید جدی گرفته شوند. مثل : فقر، بی سوادی وغیره........

اینها مسائلی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند، مسائلی که قربانیانی واقعی بر جای می گذارد. به خودتان بخندید وبیشتر به چیزهایی توجه کنید که واقعا مهم هستند .

این همان راهی است که نمی گذارد خودتان را تبدیل به یک قربانی کنید. به قول  هنرپیشه ای به نام اتل بری مور: روزی که برای اولین بار از ته دل به خودتان

بخندید ، بالغ شده اید.

 

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 ارتباطات قسمت دوم

 

Follow  Training    (۲)

امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر  نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.

 شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران :

1)صريح وصادق بودن:

سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.

2- احساسات خود را بيان كردن:

بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن :

درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

4- همدلي وهمدردي كردن:

سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .

5- شنونده خوبي بودن:

شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها:

براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

7- شخصيت افراد در نظر گرفتن:

بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقويت نمودن عزت نفس :

براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

10- سكونت نمودن :

سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .

12- وقت وموفقيت شناس بودن :

يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .

13- مخالف نمودن به شيوه مناسب :

ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد  روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .

14)يكي بودن قول وعمل :

سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باشيم .

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 ارتباطات بین افراد

 

Follow Training (۳)

 

واژه ارتباطات به مفهوم فرآيند انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر و درك آن توصيف شده است . 

مجموعه شما با تامين ارتباط بين اهداف و طرحها و عمليات فعال ميشود. ممكن است اهداف و طرحهاي مناسب و زير مجموعه هاي خوبي داشته باشيد اما تا هنگامي كه كاري انجام نشود در حقيقت هيچ چيزي نداريد. شما بدون ارتباط موثر حتي با انگيزش و رهبري نيز كاري از پيش نميبريد.

ليدرهاي موفق ارتباط با زير مجموعه هاي خود را به خوبي ميشناسند. آنها ميدانند كه تصورات زير مجموعه هايشان از آنها به چگونگي رد و بدل كردن اطلاعات در فرآيند ارتباطات بستگي دارد. بدون اطلاع زير مجموعه هاي شما از اهداف و طرحهاي شما حتي بهترين ايده هاي مديريتي نيز بي فايده است.

ارتباطات خوب بين ليدرها و زيرمجموعه ها بخصوص در زمان برگزاري جلسات عمومي كه درواقع شما در حال پرورش روحيه جمعي آنها ميباشيد و يا وقتي كه به علل مختلفي زير مجموعه هاي شما احساس بي انگيزگي و پشيماني ميكنند از اهميت ويژه اي برخوردار است چرا كه اگر شما با آنها ارتباط خوب و نزديكي نداشته باشيد ديگر آنها مشكل خود را با شما در ميان نخواهند گذاشت و موج منفي ساطع شده از آنها باعث بي انگيزگي در زير مجموعه هاي ديگر شما و در نهايت قفل شدن مجموعه شما خواهد شد.

يكي از علل موفقيت در اين تجارت اين است كه همواره چنان ارتباط نزديكي با زير مجموعه هاي خود داشته باشيد تا آنها در صورت بروز مشكل فقط و فقط آن را با شما در ميان بگذارند و هينطور ارتباط بين زير مجموعه هايتان را آنچنان برقرار كرده باشيد كه تمامي اخبار مثبت را آنها در ميان خود انتشار دهند( اصل منفي بالا و مثبت پايين ) .

 

منظور از فرآيند ارتباطات چيست؟

ارتباطات در مفهومي وسيع عبارت است از سلسله اقداماتي كه موجب شوند ايده اي از ذهن يك نفر به ذهن ديگري انتقال يافته و درك شده و به اجرا در آيد.

توجه داشته باشيد كه عامل اصلي و اساسي در تمامي ارتباطات انساني اين است كه براي تاثير بيشتر ليدرها بايد با زير مجموعه هاي خود رابطه اي نزديك برقرار سازند و نسبت به برداشت ديگران از اطلاعات و عقايد آنها حساسيت نشان دهند و حرفهايي را كه ممكن است باعث كندي روند پيشرفت مجموعه شوند را به حداقل برسانند واين كار محقق نخواهد شد مگر اينكه ليدرها مهارت بيشتري در بكارگيري كلام و نوشته ها و علايم غير كلامي خود از قبيل علايم چهره (مثل لبخند زدن يا اخم كردن و يا ....... ) و بدن ( مثل حركات دست و......) داشته باشند.

مطلب ديگر اين است كه به ليدر ها توصيه ميشود مهارت خود را در دريافت اطلاعات از ديگران كه لازمه آن گوش دادن موثر و توجه به واكنشها و سئوالات ديگران است را افزايش دهند توجه داشته باشيدكه ديگران متوجه اين مطلب خواهند شدكه آيا شما به سخنان آنها و يا مشكلاتشان به دقت گوش ميدهيد و واكنش نشان ميدهيد يا خير.

 

ارتباطات سه بعدي

ارتباط نبايد همچون خياباني يكطرفه باشد.براي سهولت در پيشرفت سازمان شما بايد به 3 شيوه ارتباط برقرار كنيد.

1-اطلاعات نبايد فقط از بالا به پايين ( از بالا سريها به زير مجموعه ها ) انتقال يابد بلكه بايد از پايين به بالا ( از زير مجموعه ها به بالا سريها ) نيز منتقل شود يعني فقط اين شما نيستيد كه اهداف و استراتژيهاي سازمان خود را به زيرمجموعه هاي خود انتقال ميدهيد بلكه آنها نيز بايستي بتوانند افكار و احساسات و عقايدشان را به اطلاع شما برسانند.

2-از آنجا كه همكاري ميان ليدرهاي همتراز و ليدرهاي بالا سري هم در پيشبرد اهداف كلي اين تجارت ( سهولت در شناساندن اين تجارت به ديگران) نيز بسيار مهم است پس سما بايد بين ليدرهاي همتراز خود نيز يك جريان افقي اطلاعات برقرار كنيد.

3- تبادل اطلاعات با منابع خارجي نيز بايد بنا به ضرورت انجام پذيردبعنوان مثال شما بايد از آخرين تحولات و اهداف و استراتژيهاي شركت اطلاعات كامل و جامعي داشته باشيد تا بتوانيد آنها را در اختيار زير مجموعه هاي خود قرار دهيد.

در نتيجه انجام 3 مورد فوق در واقع شما فرآيندي جالب از ارتباطات سه بعدي ايجاد كرده ايد كه بسيار موثر و قوي ميباشند.

 

روشهاي ارتباطات

يك ليدر موفق و اثر بخش روشهاي ارتباطي خود را براساس تحليل دقيق عوامل مختلف برميگزيند

حال اين سئوال پيش ميايد كه چگونه روشهاي ارتباطي خود را انتخاب كنيم ؟

اين امر به شرايط خود شما و اهدافتان بستگي دارد اگر شما ميخواهيد پيامي طولاني و يا پيامي را به ديگران انتقال دهيد كه نياز به ثبت به صورت دايمي دارد بايد از نوشته استفاده كنيد و اگر نياز به اين است كه پيام به سرعت و بدون رعايت تشريفات انتقال يابد و نفوذ شخصي شما در اينجا حايز اهميت ميباشد بهتر است با صحبت كردن پيام را منتقل كنيد.

روش ديگر انتقال اطلاعات اين است كه شما بايد تشخيص دهيد كه ارتباط نفر به نفر موثرتر است و يا ايجاد ارتباط در گروه.

ارتباط نفر به نفر به شما اين امكان را ميدهد كه جريان اطلاعات را كنترل كرده و آن را هدايت كنيد و ارتباط در گروه اين مزيت را دارد كه شما ميتوانيد آنها را به مشاركت و توسعه مسيوليتهاي آنها دعوت كنيد و روحيه جمعي را در آنها تقويت كنيد. البته اين امر مستلزم اين است كه يك ليدر چيزي بيش از يك تسهيل كننده كار باشد و به گروه كمك كند تادمشكلات را كشف كرده و آنها را به سمت اهداف مورد نظر حركت دهد.

 

ارتباط نفر به نفر چگونه ممكن است موثر و سودمند واقع شود؟

ارتباط با هر يك از زير مجموعه ها به خصوصيات منحصر بفرد آنها بستگي دارد و براي تمام افراد نميتوان از روشهاي يكساني استفاده نمود. اهميت اين مطلب زماني كه روابط شما با زير مجموعه ها توسعه ميابد به صورت فزاينده اي آشكار خواهد شد. افراد دوست دارند تفاوتهايشان شناخته شود و متناسب با رفتار آنها از آنها تعريف شود.بعنوان مثال اگر شخصي در زيرمجموعه هاي شما فعاليت خوبي داشته باشد بهتر است در جلسات عمومي از آن فرد بعنوان فردي شاخص نامي بميان آوريد و با اينكار علاوه بر اينكه خواسته هاي دروني آن شخص را ارضاء كرده ايد باعث ميشويد كه ديگران نيز كنجكاو شده و با او ارتباط برقرار كنند و از او سئوال كند كه چطور او يك فرد موفق شده است همچنين ديگران نيز سعي خواهند كرد كه پيشرفت كنند تا شما از آنها نيز نامي در جلسات عمومي بميان آوريد . در نتيجه شما نه تنها ارتباط بين زير مجموعه ها را با هم برقرار كرده ايد بلكه به اهداف سازمان خود نيز دست يافته ايد.

ليدرها بايد توجه داشته باشند كه از بين روشهاي گوناگون نوشتاري و گفتاري روشي مناسب را برگزينند.

 

ارتباطات نفر به نفر

ارتباطات گفتاري:

در اين روش شخصي كه مورد خطاب قرار ميگيرد به سرعت از پيام ارسال شده آگاه ميشود و سرعت و لحن صدا و حالت و حركت بدن و خطوطچهره بطور جدي واكنشهاي افراد را تحت تاثير قرار ميدهد.

1- صحبتهاي غير رسمي : اينگونه صحبتها هنوز هم اساسي ترين شيوه برقراري ارتباط هستند . اين صحبتها براي ارتباطات روزانه و راهنماييها و تبادل اطلاعات و مرور و پيشرفت كار مناسب هستند حتي اگر اين صحبتها خيلي هم خلاصه باشند باز هم مطمئن باشيد كه اين نوع ارتباط امكان تبادل دو طرفه را فراهم ميسازد همچنين وقتي مسايل عاطفي و احساسي مطرح باشند ارتباط چهره به چهره بر نوشتن و يا تلفن زدن ترجيح دارد.

2- قرار ملاقات : اين نوع ارتباط براي ارزيابي منظم و مرور و بررسي كار و يا معرفي كار مناسب است . جلساتي كه زمينه ساز چنين ملاقاتهايي هستند با ارايه اطلاعات كافي و كاهش حرفهاي اضافي مفيد و موثر خواهند بود ( مثل جلسه پرزنت ). شما ميتوانيد ملاقاتهايي را بصورت روزانه ( بسيار مختصر ) هفتگي ( طولاني تر ) و يا ماهيانه ( بسيار گسترده تر ) با زير مجموعه هاي خود داشته باشيد.

3- ارتباط تلفني : اين نوع ارتباط براي كنترلهاي فوري و يا انتقال و اخذ اطلاعات و تذكر و اطلاع رساني بكار ميرود.توجد داشته باشيد كه در هر صورت شخصيت تلفني شما در بعضي مواقع واقعيت چهره به چهره شما را نفي نميكند بنابراين طنين صداي خود را بهنگام گفت و گوي تلفني كنترل كنيد. همچنين توجه داشته باشيد كه گفتگوهاي تلفني از اعتبار كافي برخوردار نيستند و گاهي مواقع شما بايد يادداشتهايي نيز براي تاييد پيام خود ارسال كنيد بعنوان مثال وقتي شما از پشت تلفن pincode و password يك ecard را براي شخصي ميخوانيد حتما بايستي با يك email نيز آن را تاييد كنيد تا اگر خطايي در گفتن و يا شنيدن پيش آمد با استفاده از نوشته شخص گيرنده متوجه منظور دقيق شما شود.

 

ارتباطات نوشتاري:

تمامي پيغامهاي رسمي و يا طولاني كه به تعداد زيادي از زير مجموعه هاي شما مربوط ميشوند بايد به صورت نوشتاري تهيه و ارسال شوند . از ارتباطهاي نوشتاري ميتوان براي اصلاح ارتباطات نوشتاري قبلي نيز استفاده كرد . ارتباط گفتاري خطر فراموشي پيام را در پي دارد و يا ممكن است به صورت نادرست شنيده شود.

1- يادداشتهاي درون سازماني : براي ثبت غير رسمي سئوالات يا پاسخها بكار ميروند. يادداشتها راه ساده اي براي اطلاع رساني به ديگران هستند تا آنها بتوانند در مواقع استراحت آنها را مطالعه كنند.توجه كنيد كه از يادداشتها نبايد بيش از اندازه استفاده شوند زيرا تاثير خود را از دست خواهند داد و مورد بي توجهي طرف مقابل قرار ميگيرند . از اين نوع ارتباط ميتوان زماني استفاده كرد كه مثلا يك نفر در حال صحبت كردن براي جمعي از دوستان ميباشد و نكته اي را فراموش كرده است و شما با دادن يك يادداشت آن را به وي يادآوري ميكنيد.

2- نامه ها: معمولا به فرد خاصي نوشته ميشود و بيشتر از يادداشت رسميت دارد و براي ارتباطات طولاني و يا ارسال اطلاعات رسمي مفيد هستند. نامه ها معمولا حاوي تفكرات و عقايد موجود براي تصميمات آتي و روند توسعه مجموعه شما مناسب هستند.

3- گزارشات : بيشتر از نامه ها جنبه رسمي و عمومي دارند . از گزارشات ميتوان براي امتقال اطلاعات و پيشنهادات به ديگران استفاده نمود . توجه داشته باشيد كه گزارشات بايستي بر مبناي واقعيات باشد و با دقت خاصي تهيه شود و از داخل شدن حدسيات و عقايد و برداشتهاي شخصي در آنها بايستي جلوگيري شود.

 

ارتباطات گروهي

براي برقراري ارتباط موثر با گروهي از زير مجموعه هاي خود چه ميتوانيد انجام دهيد؟

گروههايي از زير مجموعه هاي شما كه از لحاظ منزلت اجتماعي و سن و جنسيت و كار مشابه يكديگرند ميتوانند مبناي معتبري براي دريافت پيغامهاي مشابه باشند . روشهاي ارتباطي ذيل به شما در اين راه كمك خواهد كرد.

ارتباط گفتاري : ارتباط گفتاري موثر با گروهها نيازمند مهارتهاي ويژه است هرچند كه مهارتهاي مفيد در يك جلسه ممكن است براي جلسه ديگر كافي نباشند. اگر شما توانايي برگزاري جلسات عمومي براي زير مجموعه هاي خود راداريد اين دليلي بر اين نيست كه شما خواهيد توانست يك كنفرانس رانيز هدايت كنيد . شما ممكن است براي حل برخي از اختلافات شركت كنندگان در يك جلسه مجبور شويد مهارت و انرژي زيادي از خود نشان دهيد اما هنگامي كه در جلسه ديگري از نظر عاطفي درگير موضوع مورد بحث هستيد مسلم است كه برخورد واقع بينانه در اين موارد بسيار مشكلتر خواهد بود.

1- گردهمايي غير رسمي : اين نوع گردهمايي ها فرصتي مناسب براي رد و بدل شدن اطلاعات مفيد و مورد علاقه عموم و تحقق و يكپارچگي گروه است آنها در رويارويي چهره به چهره با يكديگر فرصت خوبي براي هماهنگي و فعاليت و درك متقابل خواهند داشت . اجتماع غير رسمي زيرمجموعه ها بصورت مداوم يا هنگام نياز به صورت بسيار كوتاه برگزار ميشود.

2- كنفرانسهاي برنامه ريزي شده : نوعي فعاليت تقريبا رسمي تلقي ميشود. اشتباهي كه برگزار كنندگان اين نوع جلسات اغلب مرتكب آن ميشوند اين است كه موضوع مورد بحث را بدون مشورت با ديگران انتخاب ميكنند. اكثر شركت كنندگان در اينگونه جلسات از اينكه در انتخاب موضوع مورد بحث مشاركت داده شوند و مورد سئوال قرار بگيرند لذت ميبرند . به هر حال اينگونه جلسات اگر به درستي جهت داده شوند بسيار مفيد خواهند بود در غير اينصورت باعث هدر رفتن وقت و ايجاد خصومت و دلسردي شركت كنندگان خواهند گرديد.

3- گردهمايي گروهي : اين نوع گردهمايي ها بخاطر موضوعات مهمي مانند تغيير پلان يا اخذ تصميمات اظطراري در مواقع بحراني و معرفي نفرات كليدي و يا سياستهاي جديد سازمان صورت ميگيرند. اين نوع گردهمايي ها به دليل بهره گيري از موقعيتها بسيار ارزشمند هستند اما بواسطه احساسات تند و سئوالات خصمانه اي كه ممكن مطرح شوند نياز به رياست شخصي با تجربه و صبور و ماهر و پر قدرت را دارند. بهتر است اين نوع جلسات را با حضور يكي از ليدرهاي با تجربه در سازمان خود اجرا كنيد.

ارتباط نوشتاري : برقراري ارتباط نوشتاري با گروهي از زيرمجموعه ها عموما تاثيري غير قابل پيش بيني دارد. ارتباط نوشتاري كه طرح دقيقي دارد ميتواند بر روي بعضي از افراد تاثير بسيار زيادي را در جهت مثبت و در بعضي ديگر در جهت منفي داشته باشد.

1- پوستر ونمايشگاه ونمايش : اين ابزارها ميتوانند به جلب توجه ديگران از راه ديدن كمك كند. تهيه يا برگزاري آنها معمولا پر هزينه بوده و به فضاي مناسبي كه به درستي آماده شده باشد نيز نياز دارد.

2- اطلاعيه هاي تابلوهاي اعلانات : براي اعلام يك پيام طولاني يا رسمي در مورد خط مشي هاي جديد مناسب ميباشد و اگر با تصوير همراه باشند تاثير بيشتري دارند.

3- وسايل سمعي و بصري : فيلم و اسلايد و صفحه و نوار ويديو و نوار صوتي و ديگر وسايل داراي ارزش هاي بالقوه زيادي هستند و ميتوانند به صورت موثري مورد استفاده قرار گيرند. البته استفاده از تمامي وسايل سمعي و بصري بايد با آمادگي كافي و طرح و برنامه و مهارتهاي اجرايي همراه باشد.

كداميك از روشهاي ارتباطي موثرتر از بقيه هستند؟

هر موقعيتي به روش متناسب نياز دارد و يا تركيبي از دو يا چند روش را ميطلبد پس شما بايد 2 نكته را براي انتخاب روش موثر در نظر داشته باشيد.

1- شرايطي را كه با آن رو برو هستيد به سرعت تجزيه و تحليل كنيد.

2- افراد را بشناسيد و با توجه به خصوصيات آنها از روشهاي موثر استفاده نماييد.

 

ارتباطات غير كلامي

رفتارها و اهمال غير كلامي و زبان اندام و گوش دادن فعال از مهارتهاي مهم و حياتي ارتباطي هستند.

پيامهايي كه از طريق اعمال شما انتقال ميابند مثل گفتن و نوشتن متداولترين روشهاي ارتباطي هستند اما ديگران بيش از هر چيز تحت تاثير اعمال شما قرار ميگيرند. بعنوان مثال لبخند زدن شما در حين صحبت كردن ميتواند در بسياري از موارد مفيد و موثر باشد ولي در بعضي از موارد نيز ميتواند بعنوان آفت ارتباط شما تلقي شود.!!!

زبان اندام چه مفهومي دارد؟

حركات غير كلامي مثل حركات بدن و چهره كه مقصد واقعي ما را به ديگران انتقال ميدهند به عنوان زبان اندام شناخته ميشوند . آنها علايمي مانند اخم كردن يا خنديدن يا بالا انداختن شانه ها و يا حركت دستها ميباشندكه متاسفانه در بسياري از موارد سوء تعبير ميشوند!!

نمونه هايي از زبان اندام عبارتند از :

• تكان دادن سر ( بالا به پايين ) نشاندهنده موافقت با گوينده است

• تكان دادن سر ( چپ و راست ) نشاندهنده عدم موافقت است

• ضربه زدن با انگشتان دست يا ضربه ملايم با پا به اين معني است كه عجله كن طاقتم تمام شده

• بالا بردن ابروها ممكن است علامت ترديد يا تعجب و دودلي باشد

• گرد كردن چشمها غالبا بمعني ناباوري است

• جمع كردن لبها توام با اخم نشاندهنده نا رضايتي يا حتي نفرت است

بسياري از حركات بدن مثل موارد مشروحه فوق غير ارادي هستند و تغيير آنها براي شما بسيار دشوار است اما سعي كنيد كه آنها را در كنترل خود داشته باشيد زيرا اغلب مردم در درجه اول به حركات شما واكنش نشان ميدهند وسپس به كلمات شما !!! و همينطور به علايم غير كلامي ديگران نيز دقت كنيد چرا كه ميتواند سرنخهايي در مورد تفكر آنها به شما بدهد.

 

شنيدن ( گوش دادن ) تا چه اندازه مهم است ؟

شنيدن كه حداقل يك سوم از ارتباطات شما را شامل ميشود جرياني فعال است كه ارتباط چشمي را نيز طلب ميكند.

گوش كردن و بكارگيري گاه به گاه تاييد زباني نوعي مهارت است كه بطور پيوسته بايد تمرين شود تا رضايت گوينده و شنونده را بطور همزمان فراهم آورد.

چهار توصيه زير براي اصلاح و بهبود تواناييهاي گوش دادن است :

1- نشان ندهيد كه چيزي را ميدانيد: از پيش چيزي را كه ديگران ميخواهند بگويند را نگوييد و وانمود نكنيد كه ميدانيد حتي اگر واقعا چنين باشد.

2- حرف كسي را قطع نكنيد : بگذاريد ديگران حرفشان را بطور كامل بزنند . اگر گرفتار هستيد فرصتي را براي بعد تعيين كنيد تا بتوانيد بصورت كامل به حرفهاي او گوش دهيد.

3- سعي كنيد ناز طرف مقابل را درك كنيد : دليل واقعي نياز طرف مقابل را شما با توجه كامل جستجو كنيد. غالبا اين نيازها با آنچه در مرحله نخست فكر ميكنيد متفاوت است.

4- شتابزده از خود واكنش نشان ندهيد: سعي كنيد به سرعت نتيجه گيري نكنيد و از موضوع يا موقعيتي نا مناسب و يا بكارگيري كلمه اي ناپسند به سادگي عصباني نشويد. براي درك نقطه نظرات ديگران همواره بردباري نتيجه اي بسيار مطلوبتر خواهد داشت.

 

و اما به نكات زير هم توجه داشته باشيد تا ديگران از شما سوء استفاده نكنند.

1- شنيدن فعال نبايد جايگزين اعمال ضروري و پاسخهاي مناسب شوند

2- وقتي احساس ميكنيد كه طرف مقابل بدون هدف از اين در و آن در صحبت ميكند بسيار زيركانه با طرح يك سئوال به اصل مطلب برگرديد.

3- اگر در مورد يك واقعيت يا يك هدف سازمان دچار اشتباه شده است آن را برايش روشن سازيد.

4- وقتي بحثهاي گروهي به بيراهه ميروند شما موظف هستيد كه صحبت را كنار گذاشته و وارد عمل شويد و جلسه را مجددا هدايت كنيد.

5- وقتي يك نفر با مشكلي نزد شما ميايد وي ميخواهد با صداقت و دانش و تجربه شما مشكلش حل شود پس همواره پاسخ روشني به او بدهيد.

6- اگر مايليد كه مهارت زير مجموعه هايتان در حل مشكلات افزايش يابد سعي كنيد به جاي حل مشكل آنها به آنها كمك كنيد تا بتوانند مشكلاتشان را خودشان حل كنند البته اين كار زمان بيشتري از شما خواهد گرفت ولي در آينده به نفع شما و مجموعه شما خواهد بود و در واقع شما بااينكار از روي خود تكثير سازي كرده ايد.

 

رهنمودهاي ارتباطی

ارتباطات اثر بخش به توسعه روابط كاري مثبت بين شما و زير مجموعه هايتان كمك خواهد كرد.

براي اينكه زير مجموعه هاي شما حرف شما را باور داشته باشند چه ميتوانيد بكنيد؟

هميشه بخاطر داشته باشيد كه بار كج به منزل نميرسد. عمل كردن به وعده ها و ايجاد اطمينان متقابل و استقبال از عقايد زيرمجموعه ها و دارا بودن رفتاري پسنديده اهرمهاي نيرومند شما براي جلب اعتماد ديگران هستند. رك گويي و صداقت شما در مكالماتتان به ديگران كمك ميكند تا شما را بعنوان منبعي قابل اعتماد از اطلاعات بشناسند. همواره دلايل اعمال خود را براي ديگران بگوييد تا تعجب نكنند و از خود نپرسند كه چرا ((ليدر من اين حرف را زد و يا اين كار را انجام داد؟))

وقتي براي آنچه اتفاق ميافتد پاسخي نداريد چه بايد بكنيد؟

اگر نميدانيد چه اتفاقي در جريان است نميتوانيد به ديگران چيزي بگوييد يا پاسخ سئوالات آنها را بدهيد و از طرفي اگر در مقابل بسياري از سئوالات زير مجموعه هاي خود پاسخ دهيد كه ((از ديگري بپرس!!))وجهه خود را از دست خواهيد داد . وقتی ديگران پي ببرند كه شما فاقد اطلاعات كافي هستيد برای كسب اطلاعات ديگر به شما مراجعه نخواهند كرد.

به دو رهنمود زير در اين ارتباط توجه كنيد:

1- هميشه اطلاعات كافي از كار خود داشته باشيد و همواره اطلاعات خود را به روز كنيد. مطالعه كنيد مشاهده كنيد و از خود سئوال كنيد و مسايل مهم زير مجموعه هايتان را حدس بزنيد.

2- اگر بدون آمادگي قبلي در مقابل سئوالي قرار گرفتيد كه جواب آن را نميدانيد هرگز متوسل به دروغ نشويد و از زير بار مسئوليت شانه خالي نكنيد شايد بهترين راه در اين موارد اين است كه بگوييد ((من جواب اين سئوال را نميدانم اما تا فردا پاسخ آن را به شما خواهم داد.))

خطرات بزرگ در برقراري ارتباط با زير مجموعه ها در كجا كمين كرده اند؟

خطرات زيادي براي ليدرها در برقراري ارتباط با ديگران وجود دارد. برخي از ليدرها سعي زيادي جهت برقراري ارتباط با زير مجموعه هاي خود انجام ميدهند و تكيه زيادي بر اين ارتباطات دارند معمولا آنها بيشتر حرف ميزنند و كمتر گوش ميدهند و ممكن است بي احتياط و فاقد اعتماد به نفس باشند. يك ليدر موفق بايد بداند كه كداميك از زير مجموعه هايش علاقمند به شنيدن است و چه سطحي از اطلاعات مورد نياز اوست. بعضي از ليدرها با ابراز عقايد قلبي خود درباره سياست و مذهب و ارزشهاي اجتماعي خود را به دردسر مياندازند!! هرگز متعصبانه صحبت نكنيد . زباني بكار ببريد كه توهين به كسي تلقي نشود. اينها به راحتي ميتوانند از طرف ديگران بعنوان شكلي از مزاحمت تصور شوند. مشكل ديگر ورود به حريم ديگران است . بسياري از افراد حساسيت زيادي از خود در اين زمينه نشان ميدهند و اگر شما بدون فكر عمل كنيد ممكن است احساس كنند مورد تهديد و يا آسيب قرار گرفته اند. حتي لحن بلند صدا يا عجول بودن يا بكارگيري كلمات نابجا نيز موجب آزار ديگران ميشود. از كشاندن افراد به موضع دفاعي پرهيز كنيد زيرا با اين كار در واقع هدف شما مورد تهديد و حمله قرار خواهد گرفت .

 

موانع ارتباطات

آنچه از تاثير ارتباطات بكاهد و باعث شود كه ارتباطات موثر واقع نشود را موانع ارتباطات گويند ومهمترين موانع ارتباطي عبارتند از :

1- نامناسب بودن زمان ومكان مثل زمانی كه براي دعوت كردن شخصي به پرزنت در نظر ميگيريم كه او بايد فارغ از هرگونه گرفتاري باشد و يا مكاني كه براي دعوت كردن انتخاب ميكنيم.

2- نامناسب بودن شيوه برقراري ارتباط مثل زماني كه بايد با كسي رودر رو صحبت كنيم ولي از تلفن استفاده ميكنيم

3- نامناسب بودن فضاي ارتباطي مثل مكاني كه براي پرزنت در نظر ميگيريم بايستي مكاني عاري از سر و صدا و رفت و آمد و ....... باشد.

4- عدم اعتبار فرستنده پيام هرگاه گيرنده پيام به هر دليلي فرستنده را لايق نداند مثلا يكي از زير مجموعه ها ديگري را قبول نداشته باشد.

5- درك متفاوت از زبان ارتباطي مثل كلمه شير كه ممكن است به شير آب يا شير خوراكي و يا شير درنده تعبير شود

6- كم بودن اطلاعات توضيحات بايستي بصورت كامل راجع به مطالب مورد نظر داده شود و نبايد تصور شود كه گيرنده منظور ما را كاملا ميداند و از محتواي پيام كاست

7- زياد بودن اطلاعات زيادتر از حد بودن اطلاعات نيز طرف مقابل را گيج خواهد كرد مثل كسي كه آدرسي را ميپرسد و شما آنقدر به او ريز توضيح ميدهيد كه اصل قضيه را فراموش ميكند.

8- دو گانه بيني استفاده كردن از صفات افراطي انسان را تك قطبي ميكند و ديگران ممكن است در طرف مخالف شما قرار گيرند ولي ممكن است حقيقت چيزي مابين اين دو باشد . هميشه در فضاي ارتباطي بايستي جاي ترديد نيز در نظر گرفت .

9- تثبيت نظر و عقيده رويارويي با پديده ها و اشخاص بر اساس آخرين باري كه با او روبرو شده ايم در نظرمان تثبيت ميشود كه اين مورد باعث اشتباه در تصميم گيريها خواهد شد.

10- نظرات و تصورات قبلي در رويارويي با پديده ها و اشخاص چيزي را ميبينيم كه انتظار آن را داريم ولي ممكن است در طول زمان تغييراتي روي آن صورت گرفته باشد.

 

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 
 
بالا