تبليغاتX

خودم و خودت
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه ××دوباره این دل دیونه واست دلتنگه
 دربارۀ ازدواج

دربارۀ ازدواج


1.     
واما ، دربارۀ چیزهائی که بمن نوشتید : بهتر است که مرد ، مجرد بماند ،
2.     
ولی چون اطراف ما پر از وسوسه های جنسی است بهتر است هر مرد برای خود زنی و هر زنی نیز برای خود شوهری داشته باشد .
3.     
زن و شوهر باید وظائف زناشوئی خود را نسبت به یکدیگر انجام دهند.
4.     
زن اختیار بدن خود را ندارد زیرا او متعلق به شوهر خویش است و همچنین مرد اختیار بدن خود را ندارد زیرا بزن  خود تعلق دارد.
5.     
یکدیگر را از حقوق زناشوئی محروم نسازید مگر با رضایت طرفین برای مدتی از یک دیگر دوری کنید تا وقت خود را صرف راز و نیاز با خدا نمائید. اما پس از آن روابط  شما در امور زناشوئی بصورت عادی برگردد، مبادا ضعف شما در این مورد باعث شود تسلیم وسوسه های شیطان شوید.
6.     
این یک قانون نیست ، این امتیازی است که بشما میدهم .
7.     
کاش همۀ شما در این مورد مانند من باشید ،  اما خداوند بهر کس استعداد خاصی داده است ، به یکی ، یک جور و به دیگری به نحوی دیگر.
8.     
به افراد مجرد و بیوه زنان میگویم : برای شما بهتر است که مانند من مجرد بمانید ،
9.     
ولی اگر نمیتوانید جلوی امیال خود را بگیرید ازدواج کنید ، زیرا ازدواج کردن از سوختن در آتش شهوت بهتر است.
10. 
برای متأهلان دستوری دارم که دستور خودم نیست بلکه از جانب خداوند است ـ یک زن شوهردار نباید شوهرش را ترک کند ،
11. 
اما اگر چنین کند یا باید تنها بماند و یا آن که دوباره با شوهرش آشتی کند. شوهر نیز نباید زن خود را طلاق بدهد.
12. 
به دیگران میگویم ( این را من میگویم ، نه خداوند ) : اگر مردی مسیحی زنی بی ایمان داشته باشد و آن زن راضی بزندگی با او باشد مرد نباید او را طلاق دهد.
13. 
و همچنین زن مسیحی که شوهر بی ایمان دارد و شوهرش راضی به زندگی با او باشد ، آن زن نباید شوهرش را ترک کند ،
14. 
زیرا شوهر بی ایمان بوسیله زن ایماندار با خدا تماس دارد و زن بی ایمان نیز بوسیله شوهر ایماندار خود چنین تماسی با خدا خواهد داشت ، در غیر این صورت فرزندان  شما نجس میبودند ، حال آن که اکنون از مقدسین هستند.
15. 
اما اگر یک نفر بی ایمان بخواهد همسر مسیحی  خود را ترک کند مختار است .در اینگونه موارد همسر مسیحی چه زن و چه شوهر دیگر مقید نیست ، زیرا خدا ما را برای زندگی آرام خوانده است .
16. 
ای زن ، از کجا معلوم که شوهرت بوسیله تو نجات نیابد ؟ و ای مرد ، تو از کجا میدانی که وسیلۀ نجات زن خود نخواهی شد ؟!
17. 
بهر حال هر کس در آن حالیکه خدا برایش معین نموده و او را در آن حال خوانده است بماند. دستور من در تمام کلیساها این است .
18. 
آیا مرد مختونی دعوت خدا را پذیرفته است ؟ چنین شخص آرزوی نامختونی نکند ! آیا کسی در نامختونی خوانده شده است ؟ او نیز نباید مختون شود !
19. 
مختون بودن یا نبودن اهمیت ندارد ! آنچه مهم است ، اطاعت از فرمانهای خدا است .
20. 
پس هر کس باید در همان حالتی بماند که در آن ، دعوت خدا را پذیرفت.
21. 
آیا در بردگی خوانده شدی ؟ از این ناراحت نباش اما اگر میتوانی آزادی خود را بدست آوری آنرا از دست نده ،
22. 
زیرا غلامیکه به اتحاد با خداوند دعوت شده باشد آزاد شدۀ خداوند است ،همچنین شخص آزادیکه دعوت خداوند را پذیرفته است غلام مسیح میباشد.
23. 
شما به قیمت گزاف خریده شده اید ، پس به بندگی انسان تن در ندهید.
24. 
بنابراین ای برادران ، هر کس در همان حالتی که در آن خوانده شده بماند ـ ولی باخدا زندگی کند.

در بارۀ افراد مجرد و بیوه زنان

25. 
در خصوص افراد مجرد از طرف خداوند دستوری ندارم ، ولی بعنوان کسی که به لطف خداوند قابل اعتماد است عقیدۀ خود را اظهار میدارم
26.  :
با توجه به اوضاع وخیم فعلی ، بهتر است هر کس همانگونه که هست بماند.
27.  آیا متأهل هستی ؟ خواهان طلاق نباش ! آیا مجرد هستی ؟ در فکر ازدواج نباش ،
28.  اما اگر ازدواج کنی گناه نکرده ای و دختری که شوهر کند مرتکب گناه نشده است ، ولی زن و شوهر در این زندگی دچار زحمت خواهند شد و من نمیخواهم شما در زحمت بیفتید.
29. 
ای برادران ، مقصودم این است : وقت زیادی باقی نمانده است و از این پس حتی آنانی که زن دارند باید طوری زندگی کنند که گویا مجرد هستند.
30. 
عزاداران طوری رفتار نمایند که گوئی غمی ندارند. خوشحالان طوری زندگی کنند که گوئی خوشی را فراموش کرده اند و خریداران طوری رفتار کنند که گوئی مالک آنچه خریده اند نیستند
31. 
و کسانی که بکارهای دنیوی اشتغال دارند طوری زندگی کنند که دلبستۀ این جهان نشوند ، زیرا حالت کنونی جهان بزودی از بین خواهد رفت .
32. 
آرزوی من این است که شما از هر نوع نگرانی بدور باشید. مرد مجرد به امور الهی علاقمند است و میخواهد خداوند را خوشنود سازد
33. 
، اما مرد متأهل بامور دنیوی علاقمند است و میخواهد همسر خود را خوشنود سازد
34. 
و باین سبب او به دو جهت کشیده میشود. همانطور یک زن مجرد یا یک دوشیزه به امور الهی علاقه دارد و مایل است د رجسم و روح مقدس باشد ، اما زن شوهردار به چیزهای دنیوی دلبستگی دارد یعنی میخواهد شوهر خودرا خوشنود نماید.
35. 
برای خیریت شما این را میگویم ومقصودم این نیست که برای شما قید و بند بوجود آورم بلکه میخواهم آنچه را که صحیح و درست است انجام دهید و بدون هیچ اشتغال خاطر تمام وقت و هستی خود را وقف خداوند نمائید.
36. 
با وجود این اگر کسی تصور کند که نسبت به دختر خود بی انصافی میکند و دختر او از حد بلوغ گذشته و باید ازدواج کند ، و اگر او میخواهد دخترش ازدواج نماید گناهی مرتکب نشده است.
37. 
اما اگر پدری از روی میل و ارادۀ خود و بدون فشار دیگران تصمیم جدی گرفته است که دختر خود را باکره نگاه دارد کاری نیکو میکند.
38. 
پس شوهر دادن دختر نیکو است ولی شوهر ندادن او نیکوتر است .
39. 
زن تا زمانی که شوهرش زنده است به  او تعلق دارد ولی هر گاه شوهرش بمیرد او آزاد است با هر کسی که میخواهد ازدواج نماید ، بشرط اینکه آن مرد نیز مسیحی باشد.
40.
اما بعقیدۀ من اگر او مجرد بماند شادتر خواهد بود و گمان میکنم که من نیز روح خدا را دارم.

 

 


مسائل‌ زناشويي‌
   امّا درباره‌ آنچه‌ به‌ من‌ نوشته‌ بوديد: مرد را نيكو آن‌ است‌ كه‌ زن‌ را لمس‌ نكند.  2  لكن‌ بسبب‌ زنا، هر مرد زوجه‌ خود را بدارد و هر زن‌ شوهر خود را بدارد.  3  و شوهر حقّ زن‌ را ادا نمايد و همچنين‌ زن‌ حقّ شوهر را.  4  زن‌ بر بدن‌ خود مختار نيست‌ بلكه‌ شوهرش‌، و همچنين‌ مردنيز اختيار بدن‌ خود ندارد بلكه‌ زنش‌،  5  از يكديگر جدايي‌ مگزينيد مگر مدّتي‌ به‌ رضاي‌ طرفين‌ تا براي‌ روزه‌ و عبادت‌ فارغ‌ باشيد؛ و باز با هم‌ پيونديد مبادا شيطان‌ شما را به‌سبب‌ ناپرهيزي‌ شما در تجربه‌ اندازد.  6  لكن‌ اين‌ را مي‌گويم‌ به‌ طريق‌ اجازه‌ نه‌ به‌ طريق‌ حكم‌،  7  امّا مي‌خواهم‌ كه‌ همه‌ مردم‌ مثل‌ خودم‌ باشند. لكن‌ هركس‌ نعمتي‌ خاصّ از خدا دارد، يكي‌ چنين‌ و ديگري‌ چنان‌.
لكن‌ به‌ مجرّدين‌ و بيوه‌زنان‌ مي‌گويم‌ كه‌ ايشان‌ را نيكو است‌ كه‌ مثل‌ من‌ بمانند.  9  لكن‌ اگر پرهيز ندارند، نكاح‌ بكنند زيرا كه‌ نكاح‌ از آتشِ هوس‌ بهتر است‌.  10  امّا منكوحان‌ را حكم‌ مي‌كنم‌ و نه‌ من‌ بلكه‌ خداوند كه‌ زن‌ از شوهر خود جدا نشود؛ 11  و اگر جدا شود، مجرّد بماند يا با شوهر خود صلح‌ كند؛ و مرد نيز زن‌ خود را جدا نسازد.
12 
و ديگران‌ را من‌ مي‌گويم‌ نه‌ خداوند كه‌ اگر كسي‌ از برادران‌ زني‌ بي‌ايمان‌ داشته‌ باشد و آن‌ زن‌ راضي‌ باشد كه‌ با وي‌ بماند، او را جدا نسازد.  13  و زني‌ كه‌ شوهر بي‌ايمانداشته‌ باشد و او راضي‌ باشد كه‌ با وي‌ بماند، از شوهر خود جدا نشود. 14 زيرا كه‌ شوهر بي‌ايمان‌ از زن‌ خود مقدّس‌ مي‌شود و زن‌ بي‌ايمان‌ از برادر مقدّس‌ مي‌گردد و اگرنه‌ اولاد شما ناپاك‌ مي‌بودند، لكن‌ الحال‌ مقدّسند.  15  امّا اگر بي‌ايمان‌ جدايي‌ نمايد، بگذارش‌ كه‌ بشود زيرا برادر يا خواهر در اين‌ صورت‌ مقيّد نيست‌ و خدا ما را به‌ سلامتي‌ خوانده‌ است‌.  16  زيرا كه‌ تو چه‌ داني‌ اي‌ زن‌ كه‌ شوهرت‌ را نجات‌ خواهي‌ داد؟ يا چه‌ داني‌ اي‌ مرد كه‌ زن‌ خود را نجات‌ خواهي‌ داد؟
17 
مگر اينكه‌ به‌ هرطور كه‌ خداوند به‌ هركس‌ قسمت‌ فرموده‌ و به‌ همان‌ حالت‌ كه‌ خدا هركس‌ را خوانده‌ باشد، بدينطور رفتار بكند؛ و همچنين‌ در همه‌ كليساها امر مي‌كنم‌.  18  اگر كسي‌ در مختوني‌ خوانده‌ شود، نامختون‌ نگردد و اگر كسي‌ در نامختوني‌ خوانده‌ شود، مختون‌ نشود.  19  ختنه‌ چيزي‌ نيست‌ و نامختوني‌ هيچ‌، بلكه‌ نگاه‌ داشتن‌ امرهاي‌ خدا.  20  هركس‌ در هر حالتي‌ كه‌ خوانده‌ شده‌ باشد، در همان‌ بماند.  21  اگر در غلامي‌ خوانده‌ شدي‌ تو را باكي‌ نباشد، بلكه‌ اگر هم‌ مي‌تواني‌ آزاد شوي‌، آن‌ را اُولي‌'تر استعمال‌ كن‌. 22  زيرا غلامي‌ كه‌ در خداوند خوانده‌ شده‌ باشد، آزاد خداوند است‌؛ و همچنين‌ شخصي‌ آزاد كه‌ خوانده‌ شد، غلام‌ مسيح‌ است‌.  23  به‌ قيمتي‌ خريده‌ شديد، غلام‌ انسان‌ نشويد.  24  اي‌ برادران‌ هركس‌ در هرحالتي‌ كه‌ خوانده‌ شده‌ باشد، در آن‌ نزد خدا بماند.
25 
امّا درباره‌ باكره‌ها حكمي‌ از خداوند ندارم‌. لكن‌ چون‌ از خداوند رحمت‌ يافتم‌ كه‌ امين‌ باشم‌، رأي‌ مي‌دهم‌.  26  پس‌ گمان‌ مي‌كنم‌ كه‌ بجهت‌ تنگي‌ اين‌ زمان‌، انسان‌ را نيكو آن‌ است‌ كه‌ همچنان‌ بماند.  27  اگر با زن‌ بسته‌ شدي‌، جدايي‌ مجوي‌ و اگر از زن‌ جدا هستي‌ ديگر زن‌ مخواه‌.  28  لكن‌ هرگاه‌ نكاح‌ كردي‌، گناه‌ نورزيدي‌ و هرگاه‌ باكره‌ منكوحه‌ گرديد، گناه‌ نكرد. ولي‌ چنين‌ در جسم‌ زحمت‌ خواهند كشيد، ليكن‌ من‌ بر شما شفقت‌ دارم‌.
29 
امّا اي‌ برادران‌، اين‌ را مي‌گويم‌ وقت‌ تنگ‌ است‌ تا بعد از اين‌ آناني‌ كه‌ زن‌ دارند مثل‌ بي‌زن‌ باشند  30  و گريانان‌ چون‌ ناگريانان‌ و خوشحالان‌ مثل‌ ناخوشحالان‌ و خريداران‌ چون‌ غيرمالكان‌ باشند،  31  و استعمال‌كنندگان‌ اين‌ جهان‌ مثل‌استعمال‌كنندگان‌ نباشند، زيرا كه‌ صورت‌ اين‌ جهان‌ درگذر است‌.
32 
امّا خواهشِ اين‌ دارم‌ كه‌ شما بي‌انديشه‌ باشيد. شخص‌ مجرّد در امور خداوند مي‌انديشد كه‌ چگونه‌ رضامندي‌ خداوند را بجويد؛  33  و صاحب‌ زن‌ در امور دنيا مي‌انديشد كه‌ چگونه‌ زن‌ خود را خوش‌ بسازد.  34  در ميان‌ زن‌ منكوحه‌ و باكره‌ نيز تفاوتي‌ است‌، زيرا باكره‌ در امور خداوند مي‌انديشد تا هم‌ در تن‌ و هم‌ در روح‌ مقدّس‌ باشد؛ امّا منكوحه‌ در امور دنيا مي‌انديشد تا شوهر خود را خوش‌ سازد.  35  امّا اين‌ را براي‌ نفع‌ شما مي‌گويم‌ نه‌ آنكه‌ دامي‌ بر شما بنهم‌ بلكه‌ نظر به‌ شايستگي‌ و ملازمت‌ خداوند، بي‌تشويش‌.
36 
لكن‌ هرگاه‌ كسي‌ گمان‌ برد كه‌ با باكره‌ خود ناشايستگي‌ مي‌كند، اگر به‌ حدّ بلوغ‌ رسيد و ناچار است‌ از چنين‌ شدن‌، آنچه‌ خواهد بكند؛ گناهي‌ نيست‌؛ بگذار كه‌ نكاح‌ كنند.  37  امّا كسي‌ كه‌ در دل‌ خود پايدار است‌ و احتياج‌ ندارد بلكه‌ در اراده‌ خود مختار است‌ و در دل‌ خود جازم‌ است‌ كه‌ باكره‌ خود را نگاه‌ دارد، نيكو مي‌كند.  38  پس‌ هم‌ كسي‌ كه‌ به‌ نكاح‌ دهد، نيكو مي‌كند و كسي‌ كه‌ به‌ نكاح‌ ندهد، نيكوتر مي‌نمايد.
39 
زن‌ مادامي‌ كه‌ شوهرش‌ زنده‌ است‌، بسته‌ است‌. امّا هرگاه‌ شوهرش‌ مرد آزاد گرديد تا به‌ هركه‌ بخواهد منكوحه‌ شود، ليكن‌ در خداوند فقط‌.  40  امّا بحسب‌ رأي‌ من‌ خوشحال‌تر است‌، اگر چنين‌ بماند و من‌ نيز گمان‌ مي‌برم‌ كه‌ روح‌ خدا را دارم‌.

 

ترجمه تفسیری

 

سؤال  درباره  ازدواج
 
در باره  آنچـه  در نامه  خـود براي  من  نوشته بوديد، بايد بگويم  كه  خوب  است  مرد با زن  تماس  نداشته  باشد.  2  اما بسبب  وسوسه هاي  جنسي  كه  در اطراف  ما وجود دارد، بهتراست  هر مرد براي  خود زني  بگيرد و هر زن ، شوهري  براي  خود اختيار كند.
3  
زن  و مرد بايد وظايف  زناشويي  خود را نسبت  به  يكديگر انجام  دهند.  4  دختري  كه  ازدواج  مي كند، ديگر اختيار كامل  بدن  خود را ندارد، بلكه  شوهرش  نيز بر آن  حقي  دارد. همچنين  شوهر بر بدن  خود اختيار كامل  ندارد، زيرا همسرش  نيز بر آن  حقي  دارد.  5 بنابراين ، شما زوجها از رابطه  زناشويي  با يكديگر پرهيز نكنيد، مگر براي  مدتي  محدود و با توافق  طرفين ، تا بتوانيد بطور كامل  خود را وقف  روزه  و عبادت  نماييد. اما بعد از اين  مدت ، روابط  عادي  زناشويي  را از سر گيريد، تا مبادا شيطان  شما را بعلت  عدم  تسلط  بر نفس ، در وسوسه  اندازد.
6  
البته  من  حكم  نمي كنم  كه  شما حتماً ازدواج  كنيد، بلكه  منظورم  اينست  كه  در صورت  تمايل ، آزاد هستيد كه  چنين  كنيد.  7  كاش  همه  مي توانستند مانند من  مجرد بمانند. اما ما همه ، مانند هم  نيستيم . خدا به هر كس  نعمتي  بخشيده  است ؛ به  يكي  اين  نعمت  را عطا كرده  كه  ازدواج  كند، و به  ديگري  اين  نعمت  را كه  با شادي  و رضايت ، مجرد بماند!  8  پس  به  آناني  كه  هنوز ازدواج  نكرده اند، و نيز به  بيوه  زنان  مي گويم  كه  بهتر است  اگر مي توانند، مثل  من  مجرد بمانند.  9  اما اگر نمي توانند بر اميال  خود مسلط  باشند، بهتر است  كه  ازدواج  كنند، زيرا ازدواج  كردن ، بهتر است  از سوختن  در آتش  شهوت .
10  
در اينجا، براي  آناني  كه  ازدواج  كرده اند، ديگر نه  يك  توصيه ، بلكه  يك  دستور دارم ، دستوري  كه  از جانب  من  نيست  بلكه  خود خداوند آن  را فرموده  است ؛ و آن  اينست  كه  زن  نبايد از شوهرش  جدا شود. 11  اما اگر قبلاً از او جدا شده  است ، بهتر است  يا مجرد بماند، يا نزد شوهرش  بازگردد. شوهر نيز نبايد زن  خود را طلاق  دهد.


وضع  زناشويي  ميان  مسيحي  و بي ايمان
12  
اكنون  مي خواهم  نكاتي  را بعنوان  توصيه  بيان  كنم  كه  گرچه  مستقيماً از جانب  خداوند نيستند، اما به  نظر من  بسيار مفيد مي باشند. اگر يك  مرد مسيحي ، همسري  غيرمسيحي  دارد، و آن  زن  حاضر است  با او زندگي  كند، او نبايد زن  خود را طلاق  دهد. 13 همچنين  اگر يك  زن  مسيحي  شوهري  غير مسيحي  دارد، و شوهرش  از او مي خواهد كه  با او زندگي  كند، آن  زن  نبايد از شوهرش  جدا شود.  14  زيرا زن  يا شوهر مسيحي  با خود قدوسيت  را وارد ازدواج  خود مي كند، در غير اينصورت  فرزندان  ايشان  ناپاك  محسوب  مي شدند، اما بطوري  كه  مي بينيم ، ايشان  مقدس  بشمار مي آيند.
15  
اما اگر شوهر يا زن  غير مسيحي  مايل  باشد از همسر خود جدا شود، اشكالي  ندارد. در اين  مورد، زن  يا شوهر مسيحي  نبايد اصرار كند كه  همسرش  با او بماند، زيرا خدا مي خواهد كه  ما ايمانداران  در آرامش  و صفا زندگي  كنيم .  16  در ثاني ، شما زنان  مسيحي  نمي توانيد مطمئن  باشيد كه  اگر شوهرانتان  با شما بمانند، نجات  خواهند يافت . همچنين  شما شوهران  مسيحي  نيز نمي توانيد درمورد همسرانتان نين  اطميناني  داشته  باشيد.
17  
به  هرحال ، هنگامي  كه  در اين  موارد تصميمي  مي گيريد، يقين  حاصل  كنيد كه  مطابق  خواست  خدا عمل  مي كنيد. ازدواج  كردن  يا نكردن  شما، بايد طبق  هدايت  خدا باشد. درضمن ، شرايط  و موقعيتي  را كه  خدا شما را در آن  قرار داده  است ، بپذيريد. اينست  دستور من  براي  تمام  كليساها.  18  بعنوان  مثال ، مردي  كه  پيش  از مسيحي  شدنش ، مطابق  رسم  يهود ختنه  شده  است ، نبايد از اين  امر ناراحت  باشد؛ و اگر ختنه  نشده  است ، نبايد حالا ختنه  شود.  19  زيرا براي  يك  مسيحي ، هيچ  فرقي  ندارد كه  ختنه  شده  يا نشده  باشد. مهم ، خشنود ساختن  خدا و اطاعت  از دستورات  اوست .
20  
وقتي  خدا شخصي  را دعوت  مي كند تا زندگي  خود را به  مسيح  بسپارد، لزومي  ندارد كه  او شرايط  و موقعيت  سابق  خود را تغيير دهد.  21  فرض  كنيد كه  شما برده  كسي  هستيد. لازم  نيست  از اين  موضوع  ناراحت  باشيد. البته  اگر فرصتي  براي  آزادي  پيش  آمد، از آن  استفاده  كنيد.  22  اگر به  هنگام  دعوت  خداوند، برده  باشيد، اين  را بدانيد كه  مسيح  شما را آزاد كرده  است ، آزاد از قدرت  گناه ! و اگر به  هنگام  دعوت  خداوند، برده  نيستيد، بدانيد كه  اكنون  برده  مسيح  هستيد. 23 مسيح  شما را به  قيمت  جان  خود خريده  است  و شما از آن  او هستيد. پس ، اسير اصول  انساني  نشويد! 24 بنابراين ، اي  برادران  عزيز، وقتي  يك  نفر به  مسيح  ايمان  مي آورد، در هر موقعيت  و شرايطي  كه  هست  باقي  بماند، زيرا خدا در هر حالتي  با اوست  و او را ياري  مي كند.


سؤال  درباره  افراد مجرد و بيوه  زنان
25  پرسيده  بوديد دختراني  كه  هنوز ازدواج  نكرده اند، چه  كنند؟ آيا اجازه  دارند ازدواج  كنند؟ من  براي  آنان  حكم  خاصي  از جانب  خداوند ندارم . اما از آنجا كه  خداوند از سر لطف ، به  من  حكمتي  عطا كرده  كه  قابل  اعتماد است ، نظر خود را در اين  باره  بيان  مي دارم :
26  
با توجه  به  مشكلات  و سختي هايي  كه  براي  مامسيحيان  در زمان  حاضر وجود دارد، فكر مي كنم  بهتر است  كه  شخص  ازدواج  نكند.  27  البته  اگر همسر داريد، بخاطر اين  موضوع ، از او جدا نشويد، ولي  اگر همسر نداريد، بهتر است  ازدواج  نكنيد.  28  اما اگر شما برادران ، تصميم  داريد در همين  شرايط  نيز ازدواج  كنيد، اشكالي  ندارد؛ و اگر دختري  هم  خواست  ازدواج  كند، گناهي  مرتكب  نشده  است . اما بدانيد كه  ازدواج ، مشكلات  شما را بيشتر مي كند، و من  دلم  نمي خواهد كه  شما را در مشكلات  ببينم .
29  
نكته  مهمي  كه  بايد بياد داشته  باشيم ، اين  است  كه  زمان  بسيار كوتاهي  براي  ما باقي  مانده  و فرصت  براي  كار خداوند بسيار كم  است . به  همين  دليل ، كساني  كه  زن  دارند، بايد تا آنجا كه  ممكن  است ، براي  كار خداوند آزاد باشند.  30  غم  يا شادي  يا ثروت ، نبايد كسـي  را از خدمت  به  خداوند باز دارد.  31  آناني  كه  از امكانات  مادي  دنيا برخوردارند، طوري  زندگي  كنند كه  به  اين  دنيا دلبسته  نشوند، زيرا شكل  كنوني  دنيا بزودي  از بين  خواهد رفت .
32  
من  مي خواهم  كه  شما در همه  چيز فارغ  از اضطراب  و نگراني  باشيد. مردي  كه  ازدواج  نكرده  است ، مي تواند تمام  وقت  خود را صرف  خدمت  خداوند كند و تمام  فكرش  اين  باشد كه  او را خشنود سازد.  33  اما مردي  كه  ازدواج  كرده  است ، نمي تواند براحتي  خداوند را خدمت  كند، زيرا مجبور است  در فكر ماديات  نيز باشد و بكوشد همسرش  را راضي  نگاه  دارد.  34  در واقع  عشق  و علاقه  او، بين  خدا و همسرش  تقسيم  مي شود. دختري  هم  كه  ازدواج  مي كند، همينطور مي باشد. او نيز با اين  مسايل  روبرو است . اما دختري  كه  ازدواج  نكرده ، مشتاقانه  در فكر اينست  كه  جسماً و روحاً خداوند را خشنود كند. اما زن  شوهردار بايد در فكر كارهايي  مانند خانه داري  باشد و خواستهاي  شوهرش  را در نظر بگيرد.
35  
من  اين  مطالب  را براي  كمك  به  شما مي گويم ، و منظورم  اين  نيست  كه  شما را از ازدواج  باز دارم  و يا محدوديتي  برايتان  ايجاد كنم . آرزوي  من  اينست  كه  هر چه  مي كنيد، باعث  شود خداوند را بهتر خدمت  نماييد و تا حد امكان  توجه  شما از خدمت  او كمترمنحرف  شود.


ازدواج ، كار خلافي  نيست
36  اگر كسي  مي بيند كه  نسبت  به  دختري  كه  نامزدش  است  پرهيز ندارد و نمي تواند بر اميال  خود مسلط  باشد و نامزدش  نيز بحد بلوغ  رسيده ، و او مي خواهد با اين  دختر ازدواج  كند، گناهي  مرتكب  نشـده  است . اشكالـي  ندارد؛ بگذاريـد ازدواج  كند. 37 اما اگر كسي  با اراده اي  محكم  تصميم  گرفته  است  كه  ازدواج  نكند، و مي بيند كه  نه  تمايلي  به  اين  كار دارد و نه  نيازي  به  آن ، تصميم  عاقلانه اي  گرفته  است .  38  پس  كسي  كه  ازدواج  مي كند، كار خوبي  مي كند، و كسي  كه  ازدواج  نمي نمايد، كار بهتري  مي كند.

39  زن  تا زماني  كه  شوهرش  زنده  است ، قسمتي  از وجود اوست . ولي  اگر شوهرش  فوت  كند، مي تواند دوباره  ازدواج  نمايد، اما فقط  با يك  مسيحي .  40  ولي  بنظر من ، اگر ازدواج  نكند، خوشحالتر خواهد بود. و من  فكر مي كنم  كه  آنچه  مي گويم ، از جانب  روح  خداست .

 

7 . ازدواج‌

         اعضاي‌ اين‌ كليسا قبلاً در نامه‌اي‌ به‌ پولس‌، اين‌ سؤال‌ را مطرح‌ كرده‌ بودند كه‌ آيا مسيحيان‌ اجازة‌ ازدواج‌ كردن‌ دارند يا نه‌. چقدر عجيب‌! آنها از طرفي‌ نسبت‌ به‌ زناي‌ با محارم‌ عقيده‌اي‌ آزاد منشانه‌ از خود بروز مي‌دادند (5 : 2) و حالا با ديدي‌ ترديد آميز به‌ مسأله‌ ازدواج‌ كه‌ امري‌ جايز بود، مي‌نگريستند. پولس‌ ازدواج‌ را به‌ كساني‌ كه‌ خواهان‌ آن‌ هستند، توصيه‌ مي‌كند. او خود ازدواج‌ نكرده‌ بود (8). برخي‌ عقيده‌ بر اين‌ دارند كه‌ او احتمالاً همسر خود را در جواني‌ از دست‌ داده‌ است‌ و دلايلي‌ كه‌ براي‌ اثبات‌ اين‌ موضوع‌ ارائه‌ مي‌دهند به‌ اين‌ ترتيب‌ است‌: 1 - او در شوراي‌ سنهدرين‌ حق‌ راي‌ داشت‌ (اعمال‌ 26 : 10). يكي‌ از شرايط‌ لازم‌ جهت‌ داشتن‌ حق‌ رأي‌ در شوراي‌ سنهدرين‌، متأهل‌ بودن‌ شخص‌ بود. 2 - شواهد نشان‌ مي‌دهد كه‌ نويسنده‌اي‌ كه‌ مبادرت‌ به‌ نوشتن‌ اين‌ فصل‌ نموده‌، تجربيات‌ عميقي‌ از زندگي‌ زناشويي‌ دارد.

 

 

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 سه نكته كوتاه ولي كاملاً مهم در امور جنسي….
نكته يك.
يكي از مواردي كه خانمها بايد رعايت كنند اين است كه بدانند چه چيزهايي همسرشان را تحريك ميكند. آنها را شناسايي و در زمان لازم از آن استفاده كنند.مثلاً اگر مردي همسرش را در حالي جذاب ميبيند كه يك سنجاق سينه به لباسش آويزان باشد ديگر لازم نيست زن هي فرت و فورت از سنجاق سينه استفاده كند و اثر آن را از بين ببرد.اين از زمان استفاده….
اما خانمها حتماً سعي كنيد عوامل تحريك همسرتان را بشناسيد.نسبت به رنگها حساس باشيد.مثلاً بدانيد كه لباس خواب شما چه طرحي و چه رنگي بايد باشد تا همسرتان را تحريك كند.حتماً ازش بخواهيد كه برايتان تشريح كند كه جه طرح و رنگي دوست دارد.حتي اجازه بدهيد كه او برايتان خريد لباس را انجام دهد.يا مثلاً بدانيد كه جوراب شما در شوهرتان چه تاثيري دارد…پاهاي شما در تحريك همسر واقعاً موثرند.شايد حتي وي پاهاي برهنه دوست داشته باشد.تمام اين موارد ريز را شناسايي كنيد و از آن استفاده كنيد.اينها چيزهاي كوچكي هستند كه تاثيرات بزرگي دارند.گردنبند، رنگ تل سر، گوشواره ، دستمال گردن و تمام زيور آلات شما ميتوانند عامل كشش همسرتان بشوند.مرد شما هيچوقت اينها را برايتان شرح نخواهد داد بلكه شما بايد تمامي آن را شناسايي كنيد و از آن براي تحريك همسرتان استفاده كنيد..
نكته دوم…
يكي ديگر از موارد كوچك ولي مهم در هنگام آميزش جنسي ميباشد.زنها و مرداني كه نمي خواهند صاحب فرزند شوند و سعي ميكنند از شيوه جلوگيري طبيعي استفاده كنند يعني قبل از زمان انزال مرد دست از رابطه بكشند تا جرثومه هاي اسپرم به جهاز تناسلي زن نرسد، همواره يك نوع ترس را در خود مبحوس ميكنند.آنها رابطه جنسي را با يك وحشت پنهان آغاز ميكنند و شديداً باعث تشنج ميگردند.عموماً زنها بدليل ديرتر به اورگاسم رسيدن قبل از تحصيل لذت، مرد خود را از دست ميدهند!!!چون مرد در طول رابطه مدام در فكر زمان و كنترل انزال خويش بوده و نمي تواند حواسش را كاملاً معطوف به زن كند و اكثراً قبل از ارضاي كامل زن از وي كناره گرفته و سبب نارضايتي زن ميشوند.زنها معمولاً چيزي نمي گويند ولي اين امر به روان آنها صدمه ميزند و تلافي آن را جاي ديگر سر مرد در مي آورند.زيرا زني كه از نظر جنسي از مرد خود راضي نباشد هرگز وي را نخواهد بخشيد!!!من توصيه ميكنم حتماً از وسايل ضد حاملگي استفاده كنيد تا بتوانيد اين اضطراب را از بين ببريد…
نكته سوم…
مورد ديگر اينكه زنها و مردها هميشه نگران آن هستند اين است كه فكر ميكنند بدليل افزايش سن و كهولت جذابيت خود را از دست داده اند ، و دليل كم شدن توجه همسرشان و دلسردي وي اين مورد ميباشد!!..واقعيت اين است كه علت آن بي اعتنايي به عوامل در جاذبه جنسي ميباشد…. زن و شوهري كه از امور جنسي به عنوان يك عادت استفاده ميكنند نبايد انتظار آينده اي پر هيجان داشته باشند.. تعويض زمانهاي آميزش ، تغيير حالتهاي آميزش ، تغيير مكانهاي آميزش و عوامل ديگر چيزهايي هستند كه من نمي دانم چرا توسط زوجين فراموش ميشوند.در اختيار داشتن يك عامل همواره باعث فراموشي اين مورد ميگردد كه ما بايد آن مورد را حفظ هم بكنيم!!…توجه نميشود كه هر قدر سن بالاتر رود فهم نيز بيشتر ميشود و در نتيجه انتظار بيشتري طلب ميشود..بايد به تنوع در امور جنسي توجه كرد زيرا كه زن و مرد جا افتاده ديگر يك كودك ناشي نيست كه به يك رابطه ساده ارضا روحي شود..توجه نميشود كه يك زن سي ساله يا يك مرد سي و پنج ساله انسانهايي هستند كه از رابطه جنسي يك لذت كامل مي خواهند نه مثل نوجوانان يك هيجان ساده!!!!…بدانيد در صورت افزايش عمر شما وظيفه شما در قبال همسرتان بيشتر شده و او خواستار لذت بيشتريست چون او عاقل و كاملاً بالغ شده و نيازهاي خود را بهتر ميشناسد.پس همواره سعي كنيد كه در امور جنسي توان خود را حفظ كنيد…زيرا كه زن و شوهري كه از نظر جنسي ديگر قادر به خاموش كردن عطش روحي هم نباشند قطعاً زندگي جذابي نخواهند داشت….

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 چند تكنيك ساده براي مناسبات زناشويي…
ايميل هاي بسياري طي روز گذشته دريافت كردم كه از من خواسته شده بود ساير تكنيك هاي موجود در مناسبات بين زوجين را برايتان شرح دهم.خيلي از موارديكه از آنها به عنوان تكنيك ياد ميشود در واقع كارهاي روزانه ميباشند.همانطور كه گفتم كشش جنسي زن داراي مراحل مختلفي بوده كه آرامش بخشيدن به آن مستلزم رابطه جنسي نميباشد.بلكه كارهاي عمومي تر و ساده تر براحتي ميتواند خيلي تاثير گذارتر از رابطه جنسي باشد..توصيه من به شما اين است:كارهاي شخصي همسرتان را انجام دهيد!! من بطور خلاصه و فهرست وار چند كار از اين جمله را برايتان ميشمارم…
1- حمام كردن…مي توانيد هرچند وقت يكبار كه احساس كرديد رابطه في ما بين شما رو به سكون ميباشد، با ديدن اولين علائم كشش جنسي در همسرتان از اين تكنيك استفاده كنيد…شستشوي همسر با آب ولرم به راحتي علائمي از سپاسگذاري را در وي نمايان خواهد كرد…اين مسئله بسادگي آثار خستگي روحي و جسمي را از چهره وي خواهد زدود و به سرعت آتش عشق وي را زياد خواهد كرد..واقعاً در آن لحظات نمي توانيد تصور كنيد همسرتان چگونه محو وجود شما شده است.
2- شانه كردن…بارها و بارها عنوان شده كه اين تكنيك قادر است آثار بياد مدني بجاي بگذارد اما كمتر مردي را ديدم كه آن را انجام بدهد اين تكنيك زماني توصيه ميشود كه همسر شما مي خواهد نيم ساعت يك بند صحبت كند و فقط احتياج به گوش دارد!حرف زدن زن بدليل اينكه خط مشي ثابتي را دنبال نميكند بسرعت مرد را كلافه وگيج ميكند.اما با اين شيوه مرد شروع به برس كشيدن به گيسوان همسرش كرده و يك دليل موجه براي سكوت و گوش دادن پيدا ميكند..زن نيز بعد از مدتي صحبت كردن بشدت آرام ميشود و ميتوانم بگويم كه حتي نمي داند چگونه از شما تشكر كند..
3- لاك زدن…اين تكنيك در زماني توصيه ميشود كه همسرتان احتياج دارد كه با شما حرف نزند!!!زن همانطور كه يك مرتبه با انرژي شروع به صحبت ميكند يك مرتبه نيز ساكت ميشود واگر از مسئله اي آزرده خاطر باشد مانند گربه خود را جمع كرده و شايد مدتها نزاره گر شما باشد..زنها واقعاً از اينكه همسرشان ناخن هاي آنها را لاك بزند احساس شعف ميكنند…شما ميتوانيد از اين تكنيك در لحظاتي كه احساس ميكنيد همسرتان براي خروج از اين وضعيت احتياج به يك شوك دارد استفاده كنيد…مطمئن باشيد كه لبخند را به چهره وي باز خواهيد گرداند…
4- نوازش…باز هم لامسه..بارها به شوهران تاكيد شده كه در زمانيكه ميخواهند تلويزيون تماشا كنند و همسر آنان نيز ميخواهد كه به او توجه شود از تكنيك نوازش گيسوان استفاده كنند..شوهر ميتواند در حاليكه بروي مبل نشسته است سر همسر را بروي پاهاي خود گذاشته و مشغول بازي با موهاي وي شود..مطمئن باشيد كه در اين لحظه زن مثل چوب خشك شده و جيكش هم در نمي آيد!!شما هم براحتي به برنامه تان توجه كرده ايد و هم همسرتان را از خود نرنجانديد..زن نيز با اين نوازش آرام ميشود و يا در آغوشتان ميخوابد و يا به برنامه اي كه شما ميبينيد توجه ميكند…
تكنيكهاي واقعاً زيادي وجود دارند ولي من چند تا از ساده ترين آن را برايتان گفتم تا بدانيد سعادت و اثبات علاقه بسيار ساده و پيش روي شماست ولي آن را نميبينيد..بدانيد كه با كمي تفكر شما نيز تكنيك هاي بيشماري در ذهن خود داريد كه ميتوانيد از آنها استفاده كنيد……

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 زندگی: فوايد خنده در زندگی زناشوئی

خوشبختی و سعادت

نگرش ما نسبت به زندگی و توانایی هایمان در راه مقابله با مشکلات بـنـوع روابطمان و بویژه رابطه های صمیمی تر بستگی دارد. زمانیـکه ترشرویی در رابطه ای وجود داشته باشد، هر فردی در زندگی خود احساس خلا پیدا می کند و دلـیـل آن نیـز ایـن امر می باشد که کیفیت زندگی ارتباط شـدیـدی بـر روی تعادل روحی و روانی افراد می گذارد. اگر میخواهید از زندگی خود راضی باشید، بنابراین باید رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه دارید.

http://eynaki.blogfa.com

نگرش ما نسبت به زندگی و توانایی هایمان در راه مقابله با مشکلات بـنـوع روابطمان و بویژه رابطه های صمیمی تر بستگی دارد. زمانیـکه ترشرویی در رابطه ای وجود داشته باشد، هر فردی در زندگی خود احساس خلا پیدا می کند و دلـیـل آن نیـز ایـن امر می باشد که کیفیت زندگی ارتباط شـدیـدی بـر روی تعادل روحی و روانی افراد می گذارد. اگر میخواهید از زندگی خود راضی باشید، بنابراین باید رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه دارید.آمـار طلاق حاکی از آن است که ما به هیچ وجه در این امر مـوفـق ظـاهر نشده ایم. تقریبا در حدود نیمی از ازدواج ها بـه طـلاق مـنـجر مـی شود و پایان ها ناگواری را به همراه می آورند. بسیاری از آن ازدواج هایی که به قوت خود باقی می مانند نیز زوجین به ندازه کافی شاد و خوشحال نیستند. البته باید ذکر کنیم که بیشتر مردم ارزش یک رابطه سالم را می دانند و بدون توجه به اینکه چند بار ممکن است در عشق شکست بخورند، باز هم با امید فراوان به راه خود ادامه داده و به آینده امیدوارند. به همین دلیل مطالبی در این زمینه که در کتابهای مربوط به روابط و بحث ها و برنامه های تلویزیونی وجود دارند، وقت مردم را به خود اختصاص می دهند. و برخی از آنها ممکن است که بر روی زوج های خوشحال و یا ناراحت تاثیر گذار واقع شوند. اما از میان تمام فاکتورهایی که برای ایجاد جوی مساعد در روابط خانوادگی پیشنهاد می شود یک راه حل وجود دارد که کمتر از آن به عنوان یک مداوا یاد شده. این در حالی است که هر فرد آرزوی آن را می کند و همواره میزان بیشتری از آن را درخواست میکند: خنده :البته واضح است که بیشتر زوج های شاد و خندان به وقایع خنده دار و فیلم های خنده داری که در تلویزیون مشاهده می کنند، می خندند نه به یکدیگر. و مهمتر از هر چیز این است که هیچ گاه به یکدیگر خرده نمی گیرند و سر خودشان را با جوک هایی که از طریق e-mail به دستشان می رسد گرم می کنند. اما خنده ای که در خانه رشد کند یکی از نیازهای ضروری زوج های ناراحت و غمگین است. خندیدن یکی از نیازهای اولیه و از انواع ضروری آن می باشد که تنها مختص انسان ها می باشد و نشاند هنده زندگی اجتماعی است. (زمانی که هیچ شنونده ای در مقابل شما وجود نداشته باشد هیچ خنده ای هم به وجود نمی آید). خندیدن باعث پیوند دادن انسان ها به یکدیگر می شود. ذهن گوینده و شنونده را با هم هماهنگ کرده و نشان می دهد که از نظر احساسی با هم موافق نظر هستند. مطالبی که گفته شد همه جزئی از نظریات رابرت پروواین دکترای عصب شناسی میباشد. او معتقد است که بحث خندیدن آنقدر پیچیده است که نمی توان در ازمایشگاه ها در مورد آن بحث کرد. به جای آن او موقعیت های خنده آوری را که به خودی خود ممکن است در زندگی روزمره هر یک از انسان ها رخ دهد را جمع آوری کرده و نتایج آنرا در کتاب خود با نام: کتاب پنگوئن ها (2001) که نوعی تحقیق علمی میباشد به چاپ رسانده است. خنده یک فضای مثبت احساسی را به وجود می آورد و طرفین نیاز برقراری ارتباط نزدیک تری را نسبت به هم پیدا کرده و از وجود یکدیگر بیشترین لذت را می برند. یکی از نتایجی که دکتر پرووین به آن دست پیدا کرده حاکی از آن است که حتی گوینده ها خیلی بیشتر از شنونده ها از تاثیرات مثبت خندیدن بهرمند می شوند. خنده و شوخی اضطراب و عصبانیت را از بین می برد و راه رسیدن به صمیمت را هموار می سازد.خنده از طریق قانون های سخت از پیش تعیین شده به وجود نمی آید بلکه در حین مکالمه و برقراری ارتباط است که افراد شروع به خندیدن می کنند. دکتر پرووین معتقد است که: "خنده ارتباطی به خوشمزگی ندارد بلکه در رابطه با ارتباط های اجتماعی است که معنا پیدا می کند." در این قسمت برخی از یافته های متعجب کننده او را با هم مرور می کنیم:خندیدن امری است که به طور تصادفی رخ می دهد و شما را به نتایج بسیار زیادی می رساند اما یکی از بهترین ره آوردهای آن: در کنار هم جمع کردن مردم می باشد. در حقیقت فواید سلامتی خنده از حمایت های اجتماعی که برای فرد به وجود می آورد نشئت می گیرد.خنده نقش مهمی در پیوستن دل ها به یکدیگر دارد. مردها عاشق خانم هایی هستند که در حضورشان ازته دل می خندند.هر دو جنس (چه زن و چه مرد) خندیدن را دوست داشته و بسیار می خندند. اما خانم ها بیشتر از آقایون می خندند – تقریبا در حدود 126 درصد بیشتر از مردها – و آقایون نیز خیلی بیشتر خنده تحویل می گیرند.خنده خانم ها یکی از مولفه های ضروری برای حفظ یک رابطه سالم می باشد. خنده در زوج ها با افزایش وزن کاهش پیدا می کند.مثل خمیازه، خنده نیز واگیر دار است. کسی نمی تواند در مقابل آن از خود مقاوت نشان دهد.یکی از راه های ایجاد خنده (و به طور حتم یکی از قدیمی ترین راه ها) غلغلک دادن است. غلغلک دادن یک امر کاملا اجتماعی است چرا که هیچ یک از ما نمی تواند شروع کند به غلغلک دادن خودش. ما کسی را غلغلک می دهیم تا او نیز در مقابل به این عمل ما واکنش نشان هد. برای اینکه دیگران شما را غلغلک ندهند و به عنوان یک فرد غلغلکی شناخته نشوید باید خودتان انها را غلغلک دهید.نه تنها تمام مردم از غلغلک خوششان می آید (چه غلغلکی ها چه کسانی که آنها را غلغلک می دهند) بیشتر افراد معتقدند که این عمل نشانه ای از علاقه و محبت است.احتمالا غلغلک باید ریشه تمام بازی ها باشد. این کار دارای تاثیرات دوجانبه و متقابل می باشد. به عبارت دیگر آهنگ یک ارتباط سالم می باشد. البته می تواند غریزه جنسی را در بزرگسالان تحریک کند.احساس غلغلکی بودن در سنین میانسالی تا حد بسیار زیادی کاهش مییابد. انسان ها به تدریج شروع به از دست دادن "محرک های لامسه ای" می کنند. دکتر پرووین معتقد است که میل به غلغلک، لمس کردن و شروع بازی، به تدریج ازبین می رود. اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که چنین رفتارهایی جزء نقاط حساس عواطف یک فرد به شمار می روند. بنابراین دفعه اینده که با همسر خود به مشکل برخورد کرده و شروع به جر و بحث نمودید، در اتاق را به شدت به هم نکوبید و خارج نشوید. به جای آن شروع کنید به غلغلک دادن همسر خود. ( قسمت های غلغلکی بدن به ترتیب حساسیت: زیر بغل، شکم، روی دنده ها، پا، زانو، گلو، گردن و کف دست ها می باشد.) ما می دانیم که این کار مشکلات شما را به طور کلی از بین نمی برد اما می تواند به منزله نقطه شروعی باشد تا شما دونفر در کنار یکدیگر بنشینید و با هم در رفع انها کوشش کنید.

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در یکشنبه دوازدهم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 تصورات غلط در مورد ازدواج و حقایق آنها

شماره 1
 

تصور غلط: ازدواج منافع بيشتري براي مردان دارد تا زنان.

حقيقت: پژوهشهاي اخير نشان داده اند كه هم زنان و هم مردان از ازدواج بـه يك ميزان منتفع ميگردند. هم مردان و هم زنان هنگامي كه ازدواج ميكنند شادتر، خوش بخت تر، سلامت تر و غني تر زندگي كرده و طول عمرشان نيز بيشتر مي شود. الـبـتـه مـردان از لحاظ بهبود سلامتي منفعت بيشتر و زنان از لحاظ مالي بيشتر منفعت كسب ميكنند

.

۱- شماره 2
 

تصور غلط: صاحب فرزند شدن زوج متـاهـل آنهـا را بـه يـكديـگر نزديـكتـركـرده، و مـيــزان خوشبختي زناشويي آن دو را افزايش ميدهد.

حقيقت: بسياري از بررسـي ها نـشانـگر آن اسـت كـه ورود نـخسـتـين كودك به زندگي زوجين سبب دورتر شدن مرد و زن از يكديگر شده و اسـتـرس بيـشـتري بـر زنـدگيـشـان تحميل مي گردد. هر چند كه زوجهاي صاحب فرزند نرخ طـلاق كمتري نسبت به زوجهاي فاقد فرزند دارا ميباشند.

شماره 3
 

تصور غلط: راه حلهاي كاميـابـي دراز مـدت در ازدواج، خـوش اقـبالي و عشق رومانتيك ميباشد.

حقيقت: بيش از شانس و عشق،عـلل مهمتري كه سبب موفقيت در زندگي زناشويي ميگردد تعهد و دوستي و همدلي ميباشد. يـك زوج موفق اينگونـه از ازدواجشـان سـخن بميان مي آورند: دستيابي به زندگي مـطلوب مسـتـلزم فـداكاريها، از خود گذشتگيهاي زيـاد و تـلاش بســيار بوده و تعهد به يكديگر و نهاد خانواده مبنا و اساس آن مي بـاشـد. خوشبخت ترين زوجها، دوستاني مي بـاشـنـد كـه زنـدگيـشان را بـا يـكديـگر بـه اشتراك گذاشته و ارزشها و منافع يكسان و همسويي دارند.


شماره 4


تصور غلط: هر مقدار زن تحصيل كرده تر باشد، احتمال آنكه وي ازدواج كند كمتر است.

حقيقت: بررسي هاي اخير نشان دهنده آن است كـه احــتمال آنكه زنان فارغ التحصيل دانشگاهي ازدواج كنند از همرديفان فاقد تحصيلات دانشگاهي آنها بيشتر ميباشد

.

شماره 5


تصور غلط: زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند، و بـيـشـتر از تفاهم داشتن ميان خودشان مطلع مي بـاشند، ازدواج رضايت بخـشتر و ماندگار تري نسبت به زوجهاي ديگر دارند.

حقيقت: بسياري از بررسي ها نشان مي دهد كـه افـرادي كـه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند (خارج از چارچوب ازدواج) از ازدواجشان رضايت كمتري داشته و احتمال آنكه عاقبت از يكديگر جدا گردند بطور قابل ملاحظه اي بيشتر است. يـك عـلت آن اين مي باشد كه افرادي كه با يكديگر همخانه بوده اند نسبت به تـعهد سهل انگار تر بوده و آن را كمتر جدي مي گيرند و احتمال اينكه در صـورت بـروز مشـكلات زير همه چيز بزنند بيشتر است. علاوه برآن زندگي مشترك خارج از نهاد ازدواج، خوشبختي در ازدواج را دشوار تر و انگيزه كمتري را براي يافتن راه حل براي مناقشاتشان در آنها ايجاد ميكند. اما يك استـثـنـاي مـهـم وجود دارد: افـرادي كـه پـيـش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند و تصميم دارند در آينده نزديك بـا يـكديـگر ازدواج كرده و بـراي همـيـشه در كنار هم بمانند شانس برابري با افرادي كه قبلا با يكديگر زندگي نكرده اند براي دستيابي به يك ازدواج موفق و سعادتمند دارند.

ــــشماره 6

 

تصور غلط: زن در صورت ازدواج در معرض خطر خشونت خانوادگي بيـشتـري نسبت به زماني كه مجرد باقي بماند قرار ميگيرد.

حقيقت: بررسيها نشانگر آن ميباشد كه مجرد ماندن زن و از آن مهمتر زندگي كردن زن با يك مرد خارج از چهارچـوب ازدواج قـانـوني وي را در معرض خطر خشونتهاي خانوادگي بيشتري قرار ميدهد. شايد يك دليل آن اين موضوع ميباشد كه زنان متاهل ممكن است خشونت هاي خانوادگي را بطور قابل ملاحظه اي كمتر گزارش دهند. و يا آن كـه احتمال آن كـه زنـي حــاضر گردد با يك مرد خشن ازدواج كند بسيار اندك است. امـا در حـقـيـقت احتمال آنكه مرد متاهلي دست به خشونت بزند كمتر مي باشد زيرا وي براي سلامتي همسر خود و تشكيل خانواده سرمايه گذاري بيشتري (نسبت به مرداني كه صرفا با يك زن همخانه ميباشند)كرده اند و در واقع آنها را وارد يك اجتماع يكپـارچه تر و داراي قوانين بيشتري كرده است. فـشارهـاي اجتـماعي بـنـظر مـيرسد مردان را وادار ميكند تا بيشتر مراقب رفتار خشونت آميز خود باشند.


شماره 7

تصور غلط: افراد متـاهـل رضـايـت كـمتـري از روابـط جنـسي خـود داشـتـه و اصولا روابط جنسي كمتري نسبت به افراد مجرد دارند.

حقيقت: بنابر تحقيقات گسترده، افراد متاهل روابط جنسي بيشتـر و بـهتـري نسبت به همتايان مجرد خود دارند و نـتنها آنان روابط جنسي متعدد تري دارند بلكه لذت بيشتري نيز از آنها ميبرند هم از لحاظ فيزيكي و هم احساسي.


شماره 8
 

تصور غلط: زندگي مشترك همانند ازدواج است اما بدون "يك تكه كاغذ"

حقيقت: همخانگي منافعي همچون سلامت جسماني، دارايـي و سـلامـتـي روحـي و هيجاني كه يك ازدواج برايشان به ارمغان مي آورد را براي افراد فـراهـم نـمي آورد. و ايـن گونه افراد بيشتر به مجردها شباهت دارند تا افراد متاهل. بـخشـي از آن بـه ايـن عـلــت ميباشد كه همخانه ها كمتر از افراد متاهل به يكديگر متعهد ميباشند و گرايش بيشتري به خود مختاري شخصي داشته و گرايش كمتري نسبـت بـه سـلامـتـي عمومي شريك زندگي خود دارند.


شماره 9
 

تصور غلط: افراد متاهل امروزه به پاس پيشـرفتـهاي زيـاد در زميـنه علم و رفاه عمومي خوشبخت تر از افرادي هستند كه در گذشته ازدواج ميكرده اند.

حقيقت: سطح كلي خوشبختي در زندگي زناشويي نه تنـهـا افـزايـش نـيـافـتـه، بـلـكه كاهش نيز يافته است. يافته ها حاكي از آن است كه ازدواجـهاي امـروزي در مـقايسه با ازدواج هــاي 20 يا سی سال پيش بطور قابل ملاحظه اي دشوارتر و اسـترس زا تـر بـوده و مشاجرات و اختلافات زناشويي افزايش و تعامل ميان زوجين كاهش يافته است.

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در یکشنبه دوازدهم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 
 
بالا