تبليغاتX

خودم و خودت
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه ××دوباره این دل دیونه واست دلتنگه
 

 

سلام و دورد بر شما دوستان گرامی

پارسال عید من خدمت مقدس سربازی بودم و امسال کنار خانواده

بیاید امسال برای همه ی سربازان که ازمرزهای کشور محافظت می کنن دعا کنیم

و براشون آرزوی سربلندی و سر افرازی داشته باشیم

درپایان واسه همه مریض ها که عید رو تو بیمارستان هستن دعا کنید و یکیش هم دایی من که سرطان داره تو رو خدا دعاش کنید

 

با آرزوی سالی خوب برای همه دوستان . اگر خوبی بوده از لطف شما بوده و اگر بدی از ما دیدید ببخشید ....ا

(( یا حق ))

 

 

 

Norouz

 

Norouz

 

Happy New Year

 

Happy New Year

 

Happy New Year

 

سال نو مبارک

 

 

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 300

Let's bomb 300!

باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از 9 مارس 2007-  در سینماها اکران خواهد شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.

نمی‌خواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر می‌کنید ، چنین تصویرسازی‌ای از خشایارشاه درست است؟!



 

 آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کرده‌اند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیه‌ای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب می‌شد.

لباس ایرانیان باستان:


بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)

 
خشایارشا ، به لباس توجه کنید.

اطلاعات کامل درباره فیلم 300:


300 محصول سال 2007 و اقتباسی از رمان تصویری 300 است. این رمان تصویری به وسیله فرانک میلر نوشته است ، رمان درباره نبرد ترموپیل است. 


 

فرانک میلر کیست؟


فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیک‌استریپ‌هایش شناخته شده است. یکی از معروف‌ترین کمیک‌استریپ‌های وی «شهر گناه» یا

آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟


خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهام‌بخش میلر در نوشتن و طراحی کمیک‌استریپ‌اش بوده است.

کارگردان فیلم کیست؟


کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامه‌اش فیلم چندان مهمی دیده نمی‌شود.

تریلر فیلم:


300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بی‌ربط نبرد ترمویپل را روایت می‌کند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی می‌کند ، وگرچه نهایتا کشته می‌شود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانی‌ها در برابر ایرانیان می‌شود.

- يونانی‌های خوش‌تيپ، ايرانی‌های وحشی!
- با سیصد چه کار کنیم؟

خلاصه داستان فیلم:


داستان تولید فیلم 300 :


در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیش‌نویس 121 صفحه‌ای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دست‌اندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیت‌های فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت می‌کند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.

دو ماه طول کشید تا نیزه‌ها ، سپرها و لباس‌ها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلم‌های تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلم‌برداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.

جالب است بدانید تقریبا تمام صحنه‌های این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلم‌برداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پرده‌های آبی نقش بازی می‌کردند و بعد صحنه‌های پشت زمینه اضافه می‌شد:


بعد از فیلم برداری ، فیلم مورد ویرایش دیجیتالی قرار گرفت و تقریبا 250 جلوه ویژه به آن اضافه شد ، 70 هنرمند انیماتور در این مرحله با پروژه فیلم همکاری می‌کردند.

تاریخ یا افسانه؟


داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 ساله‌اش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزاده‌ای تحصیل‌کرده ، خوش‌اندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز می‌رفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهه‌های بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستان‌های حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشته‌ها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».

داستان‌هایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانی‌ها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستان‌ها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتاب‌های تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی می‌تراشند.

نکته جالبی که در بسیاری از نوشته‌های این مورخان غربی به چشم می‌خورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه می‌بینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را می‌ستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانه‌ای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان می‌افتند به یکباره سخنانشان عوض می‌شود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.

در سال 480 پیش از میلاد ، خشایارشا به یونان لشکر کشید ، داستان لشکرکشی خشایارشا را داستان‌پردازان یونانی چنان پرداخته‌اند که گویا خشایارشا تمام آسیا را بر ضد شهر آتن بسیج کرده بوده است. هرودوت برای انکه بنمایاند که آتن خیلی اهمیت و ابهت داسته ، این داستان را در کتاب هفتم تاریخش به تفصیل شگفت‌آور و دل‌انگیزی به رشته نتحریر درآورده است. او بندهای 305 و 310 کتابش را به آمار سپاهیان ایران اختصاص داده و می‌نویسد که شمار ناوهای خشایارشا در این جنگ افزون بر 5200 فروند بوده و افراد نیروی دریایی‌اش از 517 هزار نفر بیشتر بودند ، کل تعداد جنگندگان خشایارشا از نیروی زمینی و دریایی که در داستان دلکش هرودوت به جنگ آتن بسیج شده بودند بالغ بر 2 میلیون و 317 هزار نفر بود ، که یک میلیون و هفتصد هزار نفرشان افراد پیاده‌نظام بودند.

هرودوت آنقدر در فکر بزرگ جلوه دادن لشکرکشی خشایارشا و اهمیت تراشیدن برای نیروی آتن بوده که با وجود آنکه مردی با تجربه و دقیق بوده ، فراموش کرده بوده که فکر کند چنین انبوهی از انسان‌ها چگونه قادر بوده خواربار مورد نیازش را در سرزمین کوچکی چون کرانه‌های دریای ایژه و غرب آسیای صغیر تأمین کند.

نبرد ترموپیل و تصرف آتن


به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی‌های ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتی‌های دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می‌رفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.

آنچه 300 و فیلم‌های مشابه نمی‌گویند و یا نمی‌خواهند که بگویند:


با فیلم 300 چه می‌توانیم بکنیم؟


به گمان من سینما از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند خواسته یا ناخواسته روی افکار عمومی اثر بگذارد ، فیلم 300 هم از این قاعده مستثنی نیست و خوش‌خیالی است اگر گمام کنیم چنین فیلم پرهزینه و دراماتیکی با انبوه جلوه‌های ویژه‌اش نتواند ، نظر غربیان را درباره پیشینه ما عوض کند.

مادامی که به صورت فعال و گاه عامدانه از خود چهره‌ای سیاه برای رسانه‌های غربی درست می‌کنیم ، و تا زمانی که از گذشته خود غافل هستیم ، نباید بهتر از این را انتظار داشته باشیم. بارها نوشته‌ام که فرهنگ هم دیجیتالی شده است ، وقتی برای نوشتن این پست نبرد ترموپیل و خشایارشا را در در گوگل جستجو می کردم ، متوجه شدم ، حتی یک سایت خوب درباره تاریخ باستان نداریم. هرچه بود تلاش‌های پراکنده افرادی معدود و پست‌های پراکنده وبلاگ‌نویس‌ها بود.

از ساختن فیلم و گیم هم نگویید که نه توان ساختن آنها را داریم و نه اراده‌ای برای تجلیل از گذشته خود.

اگر هرودوت با اغراق 300 نفر را در برابر سپاهی میلیونی قرار داد باید اعتراف کنم که در حال حاضر ، دقیقا شرایط برعکس شده است ، اکنون ما وبلاگ‌نویس‌ها هستیم و انبوهی از رسانه‌ها و استودیوهای غربی با بودجه‌های میلیون دلاری! نمی دانم شمار وبلاگ‌هایی که برای مقابله در برابر 300 ، همکاری خواهند کرد به 300 وبلاگ می‌رسد یا نه!

راهکارهای مقابله:


- بمباران گوگلی :
ساده‌ترین و آسان‌ترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!این بار هم جناب لگوفیش مثل قضیه خلیج فارس ، در این زمینه پیش‌قدم شده‌اند.
- ویرایش منصفانه ویکی‌پدیا : به ویکی‌پدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید. 
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایت‌های معرفی فیلم  و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.
- کمک به برپا و پربار شدن سایت 300themovie.info

اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی در وبلاگستان مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتاب‌هایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکی‌پدیا و سایت 300themovie.info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie.info در این کار شرکت کنند.

چگونه بمباران گوگلی کنیم؟


برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگ‌نویس‌ها به سایت 300themovie.info لینک بدهد ،‌آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.
سایت 300themovie.info به وسیله نویسنده وبلاگ لگوفیش ایجاد شده است.

این هم بمب این جانب!: 
300 the movie
در همین زمینه:

- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلح‌طلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمین‌های تحت سلطه
sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.


 

منابع این پست : سایت imdb ، سایت ویکی‌پدیا ، سایت تاریخ ایران

تذکر : بعضی از دوستان در قسمت لینکدونی وبلاگشان به سایت http://300themovie.info لینک داده‌اند ، تا جایی که می‌دانم گوگل نسخه html سایت‌ها را ایندکس می‌کند ، به عبارت دیگر کدهای جاوااسکریپت لینکدونی شما در گوگل لیندکس نمی‌شوند ، بنابراین اگر لینکدونی شما به صورت یک کد جاوااسکریپت است که در وبلاگ خودتان گذاشته‌اید مثلا لینکدونی خود را با دلیشس درست کرده‌اید ، به گمان من کمکی به افزایش رنک سایت http://300themovie.info نخواهد کرد. پس سعی کنید در پست‌های خود و یا در ستون کناری وبلاگتان به این سایت لینک بدهید.

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 پ.پ ک و پژاک

 

نامردا ۲ تا از هم شهریای ما رو کشتن روحتون شاد 

تازه‌ترین اخبار درگیریهای سپاه پاسداران و نیروهای شرق کردستان

musheki-sam.jpg

طبق گزارش‌های از شرق کردستان، روز جمعه 23 فوریه، در یک روز جمعه 2007/02/23 نیروهای سپاه پاسداران در منطقه جهنم دره واقع در بخش قطور شهرستان خوی ، اپراسیون گسترده‌ای به منظور امحاء نیروهای شرق کردستان HRK شاخه نظامی حزب حیات آزاد کردستان PJAK را آغاز نمودند.
نیروهای سپاه پاسداران که از چهار جهت قصد به محاصره درآوردن گریلاهای HRK را داشتند، خود به محاصره درآمده و در یک درگیری شدید بیش از 30 تن از افراد سپاه پاسداران کشته و تعداد زیادی نیز زخمی شدند. فرماندهان این اپراسیون که از عکس العمل گریلاهای HRK دستپاچه شده بودند با چندین فروند هلیکوپتر قصد مداخله در صحنه نبرد را داشتند که از طرف نیروهای گریلا هلیکوپتر حاوی سعید قهاری و حنیف درستی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران مورد هدف قرار گرفته و سقوط کرد.
helekupteri-s1.jpg

در اثر سقوط این هلیکوپتر 8 نفر از نیروهای سپاه کشته شدند. در این نبردها یکی از افراد سپاه پاسداران زخمی به اسارت گریلاهای HRK درآمده و 27 جسد و 30 قبضه اسلحه نیز به غنیمت گرفته شد. در اثنای عقب نشینی 2 تن از گریلاها در اثر سرمازدگی به شهادت رسیدند.
لازم به ذکر است که اخبار مربوط به شهادت 17 تن از گریلاهای HRK کذب محض بوده و رژیم اسلامی تنها جهت سرپوش گذاشتن به شکست مفتضحانه خود به نشر این اکاذیب می پردازد.
مرکز مطبوعاتی و اطلاع رسانی حزب حیات آزاد کردستان PJAK
2007/02/25
musheki-sam.jpg

در این راستا سایت وابسته به محسن رضایی اعتراف کرد که 2

سردار سپاه با موشک‌های آمريکايی به هلاکت رسیده‌اند:

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حادثه ظهر دیروز حدود هشت تن از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه خوی به شهادت رسیدند.

بنا بر اين گزارش، ظهر روز گذشته، زماني كه يك فروند بالگرد حامل هشت تن از نيروهاي سپاه پاسداران براي سركشي به منطقه خوي عزيمت كرده بود، بالگرد مذكور دچار مشكل شده و فرود اضطراري مي‌كند، و پس از دقايقي با منفجر شدن اين بالگرد، نيروهاي مذكور به شهادت مي‌رسند.

در حالي كه برخي منابع، نقص فني و برخورد بالگرد با برخي موانع را علت انفجار بالگرد عنوان مي‌كنند، گروه‌هاي تروريستي تجزيه‌طلب مدعي شده‌اند برخورد موشك‌هاي آمريكايي SA-7 موجب انفجار بالگرد و شهادت نيروهاي ايراني شده است.

بر پايه اطلاعات رسيده، سردار سعيد قهاري فرمانده لشكر 3 ويژه شهدا و سردار حنيف درستي فرمانده يكي از تيپ‌هاي اين لشكر، در ميان سرنشينان اين بالگرد بوده‌اند.

لازم به ذكر است، طي دو روز اخير درگيري‌هايي نيز بين نيروهاي نظامي ايران و تروريست‌ها در منطقه جهنم‌دره خوي رخ داده كه تلفات سنگيني از نيروهاي تجزيه‌طلب «پ.ك.ك» در بر داشته است.

برخي گزارش‌ها از كشته شدن حدود بيست تن از تروريست‌ها حكايت دارد كه تاكنون جنازه تعدادي از آنان به دست رزمندگان افتاده و با توجه به برف سنگين در منطقه درگيري، جستجو براي يافتن جنازه تعدادي ديگر ادامه دارد.

گفتني است، هفته گذشته با افشاگري راننده يكي از سران گروه تروريستي «پ.ك.ك» كه در ليست گروه‌هاي تروريستي آمريكا قرار دارد، اطلاعات ديگري از ارتباط فرماندهان ارتش آمريكا با سران اين گروه تروريستي فاش شد.

در اين حال، قرارگاه حمزه سيد الشهداء (ع) سپاه پاسداران با انتشار اطلاعيه‌اي جزييات جديدي از عمليات عليه ضد انقلاب در نوار مرزي ايران و تركيه را تشريح كرد.

قرار گاه حمزه سيد الشهداء (ع) سپاه پاسداران در اطلاعيه‌اي اعلام كرد: در ادامه پاكسازي مناطق مرزي شمال غرب از وجود اشرار ضد انقلاب و پس از اطلاع از حضور اشرار ضد انقلاب در 17 كيلومتري نوار مرزي واحدهاي عملياتي لشكر 3 نيروي زميني سپاه به سرعت در منطقه حضور يافته و با محاصره اشرار ضد انقلاب اقدام به انهدام عناصر گروه‌هاي متجاوز كردند.
اين اطلاعيه مي‌افزايد: در اين عمليات حداقل 17 نفر از عناصر مزدور ضد انقلاب به هلاكت رسيده و تعدادي زخمي شدند.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: فرمانده لشكر 3 نيروي زميني به اتفاق 8 نفر از همراهان كه به وسيله يك فروند بالگرد 214 هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران جهت سركشي عازم منطقه بودند، با توجه به شرايط بد آب و هوايي دچار سانحه شدند.

اين اطلاعيه مي‌افزايد: واحدهاي عملياتي نيروي زميني سپاه مستقر در منطقه به پاكسازي كامل منطقه از وجود اشرار ضد انقلاب ادامه مي‌دهند.

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در دوشنبه هفتم اسفند 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 اقدام به خودكشي آرزو از بالاي پل حافظ

اقدام به خودكشي آرزو از بالاي پل حافظ

تلاش پزشكان براي نجات جان دختر جواني كه ساعتي قبل، خود را از بالاي پل حافظ به پايين پرتاب كرد، آغاز شده است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9 و 5 دقيقه روز شنبه هفتم بهمن ماه، دختر 24 ساله‌اي به نام «آرزو»، خود را از بالاي پل حافظ به وسط خيابان در چهارراه كالج پرتاب كرد.

بر اساس اين گزارش دختر جوان كه به شدت از ناحيه كمر، كتف و پا آسيب ديده بود با حضور عوامل اورژانس ساعت 9:40 در حالي به يكي از بيمارستان‌هاي تهران انتقال يافت كه متأسفانه ازدحام جمعيت موجب تأخير در اقدامات امدادرساني شد.

در حالي كه در جيب اين دختر، نامه‌اي حاوي يادداشت و شعر كشف شد، اين كه علت اصلي سقوط دختر جوان، مسايل عاطفي يا موضوع ديگري در ميان بوده، تحت بررسي است

برگرفته از: ایسنا

|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 
 
sat dish
«مشهدی محمد» که در روستای «معمویی» در 1300 کیلومتری تهران زندگی می کند به جز خانه کاه گلی،زمین کشاورزی،10 گوسفند و چند مرغ، یک دیش ماهواره هم دارد.
ماهواره ای که دو سال پیش در شهر با یک یخچال 12 فوت قدیمی آزمایش که امانت دست یکی از فامیل هایش داشت عوض کرد و بعد با اتوبوس به روستا سوغات آورد. سوغاتی که به سه شبکه تلویزیونی او 600 کانال اروپایی، ایرانی و ترکی را هم اضافه کرده است.
 
 اهالی، ديش های خود را به سمت قبله قرار می دهند تا بتوانند (ماهواره های) اروپا، ترکيه و کانال های ايرانی را بگيرند. 
عليرضا هاشمی
معروف به «علی ماهواره»
او که شوهای جديد ايرانی را از شبکه «PMC» دنبال می کند، می گويد: «روزی چند ساعت بعد از برگشت از مزرعه، برنامه های ماهواره بخصوص کانال های ايرانی را تماشا می کنم.»
اما «مشهدی محمد» تنها یکی از 200 نفری است که به گفته او در روستای هزار نفری آنها تماشاگر شبکه های ماهواره ای هستند.
طی چند سال گذشته و بعد از استقبال مردم در شهرهای بزرگ از برنامه های ماهواره ای، این وسیله به شهرهای کوچک و بعد به روستا ها راه یافت. روستاهایی مثل «معمویی»، «چهل چشمه»، «شعله»، «اسفندیار»، «اخترآباد»، «کرزسفید» و بسیاری از روستاهای دیگر.
اکرم ملکی، اهل روستای «کرزسفید» که چند ماهی است دیش ماهواره به خانه اش راه یافته، می گوید: «برنامه های ماهواره ای این روزها بیشتر از برنامه های تلویزیونی در روستا بیننده دارد. ماهواره "کلاس" دارد و بسیاری از اهالی از پیرمرد 60 ساله تا بچه های کوچک، برنامه های ماهواره را نگاه می کنند.»
 
مثلا احمد، شوهر اکرم به فوتبال های زنده، الهه، دخترش و خود او به شوها و کانال های ایرانی و مصطفی، پسرش به کارتون هایی که از ماهواره پخش می شوند علاقه دارند.
مصطفی می گوید:«ماهواره کارتون های جدید پخش می کند.»
باگسترش ماهواره دربین اهالی روستاها آن ها خود به متخصصان کانال یابی که این روزها در شهرهای بزرگ همچون تهران شغلی مجزا محسوب می شود هم تبدیل شده اند.
Sat Dish in
 Villages
علیرضا هاشمی که در بین فامیل خود و اهالی روستایش به «علی ماهواره» معروف شده یکی از این متخصصان است. او می گوید:«اهالی با جابه جایی دیش ها به راحتی کانال های مختلف را تنظیم و از برنامه های مختلف استفاده می کنند. مثلا آن ها دیش های خود را به سمت قبله قرار می دهند تا بتوانند اروپا، ترکیه و کانال های ایرانی را بگیرند.»
او که ماهواره اش بیش از 700 کانال را می گیرد و از بین آن ها 40 کانال را به خاطر آن چه خود «برنامه های لختی » می خواند بسته است، می گوید: «در بین اهالی برنامه های مختلف مثل شو، رقص، فیلم و برنامه های زنده مثل فوتبال، هوادران زیادی دارد. همچنین بیشتر جوان ها هم با وجود انکار، برنامه های شبکه های لختی را دنبال می کنند.»
ديش ماهواره در مرغدانی
دیدن و استفاده از ماهواره در روستا ها مخفیانه است. اهالی روستا همچون ساکنان شهرها دیش های خود را بالای پشت بام ها یا روی بالکن ها قرار نمی دهند. بلکه از راههای مختلف برای مخفی کردن آن استفاده می کنند.
مثلا «مشهدی محمد» در روستای «معمویی» دیش خود را در مرغدانی خانه و محمد اکبری که در روستای چهل چشمه زندگی می کند، دیش ماهواره اش را بین گل های بلند آفتاب گردان مزرعه مخفی کرده است.
اگر ماهواره ام را بگیرند و جریمه ام کنند مجبورم چند تا از گوسفندهایم را بفروشم تا بتوانم جریمه را بدهم.
مشهدی محمد
ساکن روستای معمويی
اکبری که از مزرعه 500 متر سیم تا خانه کشیده می گوید: «برخی از اهالی ماهواه را بد می دانند و آن را "حرامی" می خواننند و اگر بفهمند که ماهواره دارم ممکن است به پاسگاه خبر دهند.»
علی عرب، ریش سفید روستای «عباس آباد» یکی از کسانی است که ماهواره را بد می داند. او می گوید:«برنامه های ماهواره پر از حرامی و رقص است و برکت را از سفره های اهالی برده.»
بسیاری از اهالی روستاها هم جز اینکه ماهواره را «حرامی» می دانند معتقدند که ماهواره درلباس پوشیدن و رفتار آن ها تغییر ایجاد کرده است.
 
معصومه خدابخشی که در روستای «زرنون» زندگی می کند می گوید :«بسیاری از جوانان روستا موها و لباس های مدل ماهواره ای دارند و حتی در عروسی ها بیشتر از رقص های محلی، تکنو با مدل آرش و خواننده های لس آنجلسی دیده می شود.»
البته تماشای ماهواره در روستا زیر نظر مستقیم پدر خانواده و معمولا با حضور او انجام می شود. در روستاها معمولا کودکان و به خصوص دخترها اجازه دیدن ماهواره بدون حضور پدر و یا برادر بزرگ خود را ندارند.
 
sat dish
زهرا، دختر جوان 25 ساله که ماهواه خانه آن ها بیش از 500 کانال را می گیرد،می گوید: «دخترها تا زمانی که شوهر نکرده اند اجازه ندارند تنهایی ماهواره ببینند و معمولا به همراه خانواده ماهواره تماشا می کنند.»
او می گوید:«دیدن ماهواره مثل برگزاری مراسمی است که باید اعضای خانواده دور هم جمع شوند.»
 
اما تماشای ماهواره طی ماه های گذشته و با شروع طرح جدید جمع آوری آنتن های ماهواره در روستاها همچون شهرها با نگرانی همراه بوده است. نگرانی که باعث شده محمد اکبری به فکر فروش ماهواره ای بيفتد که در مزرعه مخفی کرده بود. او می گوید: «ماموران نیروی انتظامی چند روز پیش در روستای گیل آباد که چند کیلومتر با ما فاصله دارد ماهواره 25 نفر را ضبط کردند.»
نیروی انتظامی طبق قانونی که در سال 1373 در مجلس شورای اسلامی تصویب شده و داشتن و استفاده از ماهواره در ایران را ممنوع کرده به ضبط دیش ها اقدام می کند.
 
«مشهدی محمد» هم می گوید: «اگر ماهواره ام را بگیرند و جریمه ام کنند مجبورم چند تا از گوسفندهایم را بفروشم تا بتوانم جریمه را بدهم.»
|+| نوشته شده توسط مجید سلطانی در سه شنبه هفتم آذر 1385
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو در و دیوار خونه گرد تنهای بپاشن تو همونی که می گفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه تو همونی که می گفتی تو قلبم مال تو باشه واسه همیشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
 |
 
 
بالا